ديگرى روزه بگيرد ؛ پس حكم « فعدّة من ايّام اخر » براى همهى مسافران نيست ؛ بلكه براى مسافرى است كه افطار كرده است .
اين كلام از چند نظر درست نيست ؛ زيرا اولا : تقدير ، خلاف ظاهر است .
ثانيا : آيه در مقام تشريع است و شارع بايد چيزى كه در حكم دخالت دارد ، بياورد ؛ بنابر تقدير آنچه در آيه آمده اين است كه بيمار و مسافرى كه روزه نگرفته ، روزهاى ديگر روزه بگيرد . نهايت چيزى كه از اين جمله استفاده مىشود ، اين است كه افطار كردن بيمار و مسافر ممنوع نيست ، اما اينكه افطار واجب يا مستحب و يا مباح باشد ، از آيه استفاده نمىشود . در حالى كه اين آيه در مقام بيان حكم است پس بناچار آنچه از آيه فهميده مىشود وجوب افطار است نه چيز ديگر . « 1 »
علامه حلى نيز مىگويد : تفصيلى كه خدا ميان سالم و حاضر از طرفى ، و بيمار و مسافر از سوى ديگر دارد ، الزامى است ؛ يعنى همانطور كه سالم و حاضر بايد روزه بگيرد ، بيمار و مسافر نبايد روزه بگيرد . « 2 »
برخى نيز از عبارت « و ان تصوموا خير لكم » جواز روزه و افطار را استفاده كردهاند . اين كلام نيز به شدت مخدوش است ؛ زيرا چنين تفسيرى ، نظم كلام خدا را به هم مىزند و نهايت آن تناقض در آيات است . چون در آغاز آيهى 183 ، خداوند مىفرمايد : روزه بر شما واجب است ، حال اگر جملهى و على الذين يطيقونه در آيهى بعد را به معنى جواز روزه بدانيم ، لازمهاش نسخ آيهى 183 با اين جمله است . باز همين جواز با جملهى فمن شهد منكم الشّهر فليصمه در آيهى 185 نسخ مىشود . پس اين تفسير ، چيزى جز بازى با قرآن نيست . « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 11 .
( 2 ) - تذكرة ، ج 6 ، ص 151 .
( 3 ) - ر . ك : تفسير الميزان ، ج 2 ، ص 11 .