تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ . .
. « . . . پس آن كس از شما كه در ماه رمضان در وطن باشد ، روزه بدارد و آن‌كس كه بيمار يا در سفر است ، روزهاى ديگرى را به جاى آن ، روزه بگيرد ، خداوند راحتى شما را مىخواهد نه زحمت شما را . » مطابق اين آيات ، كسى كه در ماه رمضان بيمار يا در سفر است ، بايد زمان ديگرى را روزه بگيرد . اين استدلال ، چند جهت دارد . اول آن‌كه امر ( فليصمه ) به روزه‌ى حاضر نظر دارد و نه مسافر . پس وجوب روزه در آيه براى حاضر وضع شده است ؛ و روزه‌ى مسافر مطابق اين بخش از آيه مشروع نيست . دوم آن‌كه مفهوم همين بخش از آيه چنين است كه غير حاضر روزه بر او واجب نيست . اين مفهوم ، با اين قرينه كه آيه در پى بيان حكم شرعى است و ذكر يك طرف براى اباحه طرف ديگر كفايت مىكند ، حجت است . سوم آن‌كه بخش دوم آيه ، « من كان . . . اخر » حكم واجب نبودن روزه بر بيمار و مسافر را منطوقا بيان مىكند و مىفرمايد بيمار و مسافر روزهاى ديگرى كه بيمار و مسافر نيستند ، روزه بگيرند . چهارم : پايان آيه « يريد اللّه بكم . . . العسر » نيز بيان اين نكته است كه جايز نبودن روزه در سفر به اين جهت است كه روزه ، دشوار ( عسر ) است و خداوند براى شما آسانى ( يسر ) مىخواهد . به عبارت ديگر خدا اراده‌ى افطار نموده و اراده‌ى روزه ننموده است ، طبيعى است كه اراده‌ى الهى فضل خداست و فضل خدا را بايد پذيرفت . علامه طباطبايى در تفسير آيه مىگويد : جمع بسيارى از علماى اهل سنت مىگويند : در آيه ، يك واژه مقدر است به اين ترتيب كه‌فمن كان منكم مريضا او على سفر فافطر فعدة من ايام اخر ، يعنى كسى كه بيمار و يا مسافر بود و افطار كرد ، روزهاى