گفته شده است ، پيامبر اسم پرچمداران « موته » را مىبرد و مىگريست .
بخارى ضمن بيان گريه پيامبر ، آورده است كه پيامبر فرمود : اخذ الراية زيد فأصيب ، ثم اخذ جعفر فأصيب ، ثم اخذ ابن رواحه فأصيب . « 1 »
« پرچم را زيد گرفت و كشته شد ، پس از او پرچم را جعفر گرفت و كشته شد ، سپس پرچم را ابن رواحه گرفت و كشته شد . »
4 - گريه پيامبر در مرگ فرزند خردسالش ابراهيم .
انس مىگويد : پيامبر در مرگ فرزندش ابراهيم مىگريست وقتى عبد الرحمن بن عوف گفت : شما نيز گريه مىكنيد ؟ فرمود : يابن عوف انّها رحمة ، و نيز فرمود : ان العين تدمع و القلب يحزن و لا نقول الا ما يرضى ربنا و انا بفراقك يا ابراهيم لمحزونون . « 2 »
« پسر عوف ! گريه رحمت است . اشك چشم جارى مىشود و دل اندوهگين مىگردد و ما جز رضاى پروردگارمان بر زبان نمىآوريم ؛ ما در فراق تو اى ابراهيم غمگينيم . »
5 - گريه پيامبر براى از دست دادن مادرش آمنه .
مسلم و نسايى و ديگران نقل كردهاند كه پيامبر كنار قبر مادرش ، براى وى گريه مىكرد ؛ و همهى اطرافيان وى نيز مىگريستند . « 3 »
6 - گريه پيامبر در مرگ سعد بن عبادة .
وقتى سعد بن عبادة در حال احتضار بود ، پيامبر به بالين او آمد و براى وى گريست و اصحاب همه گريستند ؛ سپس فرمود :
الا تسمعون ان اللّه لا يعذب بدمع العين و لا بحزن القلب و لكن يعذب بهذا ( لسان ) او يرحم . « 4 »
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 72 و ج 3 ، ص 203 .
( 2 ) - صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 85 ؛ كنز العمال ، ج 15 ، ص 622 ، ش 42483 .
( 3 ) - سنن نسايى ، ج 4 ، ص 90 ؛ سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 501 ؛ سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 87 .
( 4 ) - صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 85 و ج 3 ، ص 40 .