همچنين آمده است : « وقتى خالد بن وليد ، مالك بن نويره را با اينكه اظهار اسلام كرده بود ، به قتل رساند و با همسرش بدون گذشت عده ازدواج كرد ؛ متمم بن نويره ، برادر مالك ، نزد ابا بكر آمد و از وى درخواست خون به ناحق ريختهى برادرش و نيز آزادى اسرا نمود . ابا بكر اسرا را آزاد كرد و از خزانه مسلمانان ديه مالك را پرداخت . وى نماز صبح را با ابو بكر بجا آورد ؛ سپس بر شمشيرش تكيه زد و اشعارى در رثاى برادرش خواند .
عمر چون رثاى متمم را شنيد ، متأثر شد و گفت : اگر شعر بلد بودم ، براى برادرم زيد مرثيه مىسرودم . لو كنت اقول الشعر لرثيت اخى زيدا . » « 1 »
گريه پيامبران
علاوه بر آنچه گذشت ، قرآن كريم گريه پيامبران را هم نقل نموده است .
يعقوب در فراق پسر چنان گريست كه چشمانش نابينا شد .
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ
. « 2 »
« و از آنها روى برگرداند و گفت : وا اسفا بر يوسف ! و چشمان او از اندوه سفيد شد ، ولى خشم خود را فرو مىبرد و كفران نمىكرد . »
اين اشك و ناله بدان حد بود كه به وى گفتند :
قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ الْهالِكِينَ
. « 3 »
« گفتند : به خدا تو آنقدر ياد يوسف مىكنى تا در آستانه مرگ قرار گيرى ، يا هلاك گردى . »
همچنين آمده است كه آدم عليه السّلام براى هابيل چهل روز گريست . « 4 »
نهايت اينكه گريه براى مردگان ، نهتنها جايز است ، بلكه چون هم موجب تخليه
هامش
( 1 ) - كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 360 .
( 2 ) - يوسف ، 84 .
( 3 ) - يوسف ، 85 .
( 4 ) - كافى ، ج 8 ، ص 114 .