غم و اندوه است و هم آدمى را به ياد مرگ مىاندازد ، نيك شمرده شده است . به همين جهت است كه در روايات شيعى ، فصلى به آن اختصاص يافته است . « 1 »
احداث بنا بر قبر
ابن تيميه متوفى 728 ، ادعايى مطرح ساخت و در ضمن اين ادعا ، فتوايى صادر نمود كه قبل از وى هيچكس به آن معتقد نبود ؛ وى گفت :
اتفق ائمة الاسلام على انه لا يشرع بناء هذه المشاهد التى على القبور و لا شرع اتخاذها مساجد و لا تشرع الصلاة عندها . « 2 »
« امت اسلام اتفاقنظر دارند كه بناى بر قبر جايز نيست ؛ و نيز جايز نيست كه اين بناها مسجد شود و نزد آنها نماز به پا شود . »
پس از وى شاگردش ، ابن جوزى متوفى 751 نيز فتوا داد :
لا يجوز ابقاء مواضع الشرك و الطواغيت بعد القدرة على هدمها و ابطالها يوما واحدا ، هذا حكم المشاهد التى به نيت على القبور . « 3 »
« بجا گذاردن مكان شرك و طاغوت پس از امكان نابودى آنها جايز نيست . اين حكم بنايى است كه بر قبرها ساخته شده است . »
پس از اين دو ، محمد بن عبد الوهاب نيز همان راه را پيمود . در اين باره وى عين فتواى ابن جوزى را نقل كرده است . « 4 »
قابل توجه است كه بناى بر قبر ، نزد همهى گروههاى چهارگانهى اهل سنت مكروه است ؛ و كسى در شرايط عادى كه زمين آن ملك كسى نبوده و موقوفه نباشد ،
هامش
( 1 ) - ر . ك : وسايل الشيعة ، ج 2 ، ص 924 .
( 2 ) - مجموع الفتاوى ، ج 27 ، ص 448 .
( 3 ) - زاد المعاد ، ج 3 ، ص 506 .
( 4 ) - مؤلفات محمد بن عبد الوهاب ، ج 1 ، ص 73 .