مستندات تاريخى گريه پيامبر براى مردگان
منابع متعدد اهل سنت ، بارها گريه پيامبر را ثبت كرده است كه به نمونههايى از آنها اشاره مىشود :
1 - گريه پيامبر در مرگ عمويش حمزه كه در جنگ « احد » به شهادت رسيد .
ابن سعد تفتازانى مىنويسد : وقتى صداى گريه اهل « مدينه » بر كشتههايشان بالا گرفت ، اشك در چشم رسول اللّه حلقه زد و فرمود : حمزه گريهكننده ندارد . لكن حمزة لا بواكى له ، سعد بن معاذ اين سخن را شنيد و به سوى زنان بنى عبد الأشهل رفت و آنها را فراخواند . پس از آن زنى نماند مگر اينكه پيش از گريه براى شهيد خود ، براى حمزه مىگريست . « 1 »
2 - گريه پيامبر در كشته شدن جعفر كه در جنگ « موته » به شهادت رسيد .
وقتى جعفر در جنگ « موته » به شهادت رسيد ، پيامبر به خانهى وى رفت و فرزندان جعفر را خواست ؛ آنان را دلجويى مىكرد و مىگريست . اسماء ، همسر جعفر گفت : اى رسول خدا ! چرا گريه مىكنى ، مشكلى براى جعفر پيش آمده ؟
پيامبر خبر شهادت جعفر را به او داد ، وى فرمود : نعم اصيبوا هذا اليوم . اسماء مىگويد : برخاستم و با صيحه زنان را جمع كردم ؛ فاطمه بر من وارد شد و مىگريست و مىگفت : وا عمّاه ، پيامبر فرمود : على مثل جعفر فلتبك البواكى ( الباكية ) . « 2 »
« گريهكنندگان بايد بر مانند جعفر بگريند . »
3 - گريه پيامبر در كشته شدن پرچمداران جنگ « موته » ، كه يكى پس از ديگرى به شهادت رسيدند .
هامش
( 1 ) - سنن ابن ماجة ، ج 1 ، ص 507 ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 84 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 11 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 210 .
( 2 ) - اسد الغابة ، ج 1 ، ص 289 ؛ المصنف صنعانى ، ج 3 ، ص 550 ؛ طبقات الكبرى ، ج 8 ، ص 282 .