تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ
. « 1 » « و مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مىداشت گفت : آيا مىخواهيد مردى را بكشيد به خاطر اينكه مىگويد : پروردگار من اللّه است در حالى كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است ؟ اگر دروغگو باشد ، دروغ دامنش را خواهد گرفت و اگر راستگو باشد برخى از عذاب‌هايى را كه هشدار مىدهد ، به شما خواهد رسيد خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست ، هدايت نمىكند . » روش ياران پيامبر در برابر دشمنان نيز گوياى جايز بودن تقيه است . تاريخ ، موارد بسيارى از تقيه را در ميان ياران پيامبر ثبت نموده است كه به برخى اشاره مىشود . - « سميه » و « ياسر » ، پدر و مادر عمار در زير شكنجه جان دادند ؛ زيرا از عقيده‌ى خويش برنگشتند . ولى عمار به ظاهر برگشت و نجات پيدا كرد . وى روزى گريان و هراسان از كار خود ، نزد پيامبر شتافت ؛ ولى پيامبر به وى فرمود اگر باز هم گرفتار شدى هرچه از تو خواستند بر زبان آور . « 2 » - ابن ابى الشيبه آورده است : « دو مسلمان توسط مسيلمه دستگير شدند . وى ، آنان را ناچار به پذيرش رسالت دروغين خود كرد ، يكى از آن دو نپذيرفت و شهيد شد و ديگرى پذيرفت و نجات يافت . وقتى خبر به پيامبر رسيد ، فرمود : يكى به راه راستى قدم برداشته و ديگرى اجازه‌ى خدا را پذيرا شده و گناهى بر او نيست . » « 3 » - ابن مسعود گفته است : « صاحب قدرتى نيست كه مرا در برابر يكى دو شلاق ، ناچار به بيان سخنى نمايد ، مگر اينكه آن سخن را بر زبان مىآورم . » « 4 »
هامش
( 1 ) - مؤمن ، 28 . ( 2 ) - طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 249 . ( 3 ) - مسند ابن ابى شيبة ، ج 12 ، ص 358 . ( 4 ) - محلى ابن حزم ، ج 8 ، ص 336 ، مسيلة 1409 .