تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
« تقيه جزء دين من و دين پدران من است و آن‌كه تقيه ندارد ، دين ندارد . » - از جعفر بن محمد ( صادق ) نقل شده است : تقيه سپر مؤمن و پناهگاه اوست . التقية ترس المؤمن و التقية حرز المؤمن . « 1 » نيز از وى آورده شده است : كان رسول اللّه يقول : لا ايمان لمن لا تقية له . « 2 » « رسول خدا همواره مىفرمود : آن‌كه تقيه ندارد ، ايمان ندارد . » بررسى اجمالى تاريخ به ما مىآموزد ، علت تأكيد بر تقيه در مذهب تشيع و نيز شهرت شيعه به تقيه در بين گروه‌هاى اسلامى ، اين بوده كه در ميان گروه‌هاى اسلامى ، شيعه بيش از ديگران در معرض تهاجم بوده است . خانه‌نشين شدن على ، دستور به لعن او در منبرها و مسجدها ، كشتن گسترده‌ى شيعيان در زمان بنى اميه ، كشتن پيشوايان شيعه در زمان بنى عباس و . . . موجب شده بود كه كافر بودن از شيعى بودن بسيار آسان‌تر باشد . و لذا شيعه براى حفظ خود ، بيش از ديگر گروه‌هاى اسلامى ناچار به تقيه شده است . ابن ابى الحديد مىنويسد : معاويه به مأموران خود نوشت كه ذمه وى از هركس كه خوبىهاى على را نقل كند برىء است و لذا سخن‌رانان در شهر و روستا ، على را لعن مىكردند و « كوفه » به‌خاطر كثرت شيعيان ، بيش‌تر در تنگنا بود . عبيد اللّه بن زياد حاكم « كوفه » و « بصره » ، شيعيان را در عراق به قتل مىرساند و تبعيد مىكرد ، به‌طورى كه هيچ شيعى معروفى در عراق نماند . عبد الملك مروان و حجاج نيز نهايت سخت‌گيرى را بر شيعه رواداشتند . « 3 » كشتن ميثم و حجر و كميل و صدها تن ديگر در دوره‌ى تلخ بنى اميه ، قابل انكار نيست . زمان بنى عباس نيز بهتر از دوران بنى اميه نبود .
هامش
( 1 ) - وسايل الشيعة ، ج 11 ، ص 461 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ج 72 ، ص 414 . ( 3 ) - ر . ك : شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 44 .
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 234 | على غضنفرى