محض نيز بازگردند و ذلّت حاصله از كفر خود را احساس نمايند . و از سوى ديگر ، خداوند مىخواهد جلوهاى ديگر از عظمت خود را پيش از قيامت به انسان بنماياند . اعتقاد به اين جلوه نيز در كنار اعتقاد به مبدأ و معاد سبب درك عظمت الهى و نيز امتحان انسانها در دنيا به ميزان اعتقادشان به سخنان اولياست .
ناگفته نماند كه رجعت ، عالم عمل نيست ؛ و جايى براى درخواست آمرزش و توبه ندارد . آنجا تنها محل آشكار شدن قدرت خداى تبارك و تعالى است .
اگر گفته شود ، رجعت با آيهى 95 انبياء در تنافى است .
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ
.
« و حرام است بر شهرها و آباديهايى كه نابودشان كرديم ، آنها هرگز باز نخواهند گشت . »
در پاسخ گفته مىشود در اين آيه تصريح شده كه ظالمان برنمىگردند . ظالمان موردنظر در آيه ، كسانى است كه در دنيا هلاك شدهاند و عقوبت آسمانى را چشيدهاند ؛ ظالمانى كه از دنيا رفته بدون اينكه عقوبتى بچشند ، در آيه مطرح نشدهاند . لذا ممكن است گفته شود بيان نكردن نتيجه عمل اين دسته از ظالمان ، خود مؤيد بازگشت آنها و قول رجعت است .
بيان اين مهم در پايان بحث لازم است كه اعتقاد به رجعت ميان انديشمندان شيعى به خاطر آيات و روايات اين موضوع است ؛ شيعه هرگز نخواسته است بىدليل به چيزى معتقد شود و يا چيزى را انكار نمايد . رجعت برگرفته از مكتب اهل بيت است .