اصطلاحى به پنهان كردن كفر گفته مىشود ؛ يعنى كسى كه معتقد به اسلام نباشد ولى به ظاهر خود را مسلمان معرفى كند ؛ چنين كسى منافق است . در حالى كه در تقيه ، ايمان پنهان شده است ، و پنهان كردن ايمان چهبسا قابل ستايش باشد ؛ چه اينكه در آيهى مؤمن ، خداوند مؤمن آل فرعون را به خاطر كتمان ايمانش مورد ستايش قرار داده است . همچنين پرورش يافتن موسى عليه السّلام در كاخ فرعون نيز با همين مبنا يعنى پنهان كردن ايمان صورت گرفته است .
نيز اگر گفته شود تقيه در برابر كفر ، تسليم در برابر اوست ؛ گوييم تسليم يعنى رها كردن عمل و اعتقاد ، در حالى كه تقيه به معناى ترك عمل براى ماندن اعتقاد است ؛ و لذا ماهيت اين دو ، مختلف است .
تقيه نزد شيعه
در روايات شيعى ، دستورات زيادى بر جايز بودن و گاه لزوم تقيه ، صادر شده است . به برخى از اين روايات توجه كنيد :
قال رسول اللّه : مثل المؤمن لا تقية له كمثل جسد لا رأس له . « 1 »
« رسول خدا مىفرمايد : مؤمنى كه تقيه ندارد مانند بدن بىسر است . »
- از على بن ابى طالب نقل شده است كه التقية من افضل اعمال المؤمن يصون بها نفسه و اخوانه عن الفاجرين . « 2 »
« تقيه از برترين كارهاى مؤمن است ؛ خود و برادرانش را با آن حفظ مىكند . »
- از محمد بن على ( باقر ) نقل شده است : التقية من دينى و دين آبائى و لا ايمان لمن لا تقية له . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 71 ، ص 229 .
( 2 ) - وسايل الشيعة ، ج 11 ، ص 473 .
( 3 ) - وسايل الشيعة ، ج 11 ، ص 460 .