البته استدلال به آيهى زير براى اثبات رجعت قوىتر است .
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ
. « 1 »
« روزى كه ما از هر امتى گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند ، محشور مىكنيم و آنها را نگه مىداريم تا به هم ملحق شوند . »
فوج به معناى گروهى از مردم آمده است ؛ و بنابر آنكه در قيامت همهى انسانها محشور مىشوند ، آيهى بالا كه به حشر دستهاى از انسانها اشاره دارد ، مىبايست مربوط به رجعت باشد نه قيامت .
فخر رازى از تفسير اين آيه به سرعت گذشته و مىگويد ، مراد از حشر در اين آيه ، حشر پس از قيامت است . « 2 »
ولى اين بيان تمام نيست ؛ زيرا اولا : با سياق آيات سازگارى ندارد و آيات پيش از آن ، پيرامون هدايت نشدن عدّهاى خاص در دنياست ؛ و دو آيهى بعد نيز در همين راستا است و آيهى قيامت ( نفح صور ) آيهى 86 اين سوره است . ثانيا : حشر در آيهى بالا مطلق است و مقيد نمودن آن به حشر پس از حشر يعنى حشر جزيى ، بعد از حشر كلى ، نيازمند دليل است ؛ و در اينجا چنين دليلى براى آن نيست و حتى مؤيدى وجود ندارد .
برخى ديگر از مفسران اهل سنّت گفتهاند كه مراد از حشر ، حشر اصطلاحى در قيامت است . مثلا نسفى مىگويد : كمكم برانگيخته مىشوند ، سپس به محشر مىروند . « 3 »
اين تفسير هم برهانى نيست ، زيرا دليلى بر حشر دستهدسته ، در قيامت نداريم ؛ نيز حشر در قيامت خاص عدهاى نيست . چنان كه از آيهى زير قابل استفاده است .
هامش
( 1 ) - نمل ، 83 .
( 2 ) - تفسير كبير ، ج 24 ، ص 218 .
( 3 ) - تفسير نسفى ، ج 3 ، ص 223 .