« در آن روز صورتهايى شاداب است ، و به پروردگارش مىنگرد . »
كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ
. « 1 »
« چنين نيست كه مىپندارند ؛ بلكه آنها در آن روز ، از پروردگارشان محجوبند . »
نگاه اول به اين آيات ، ضعف جدى استدلال اشاعره را آشكار مىسازد و جايى براى بحث بيشتر نمىگذارد . چه اينكه آياتى كه احتمال عديدهاى را بپذيرد ، نمىتواند مسألهاى كلامى را كه هيچ پايگاه عقلى ندارد ، برهانى نمايد . قوىترين احتمال اين آيات ، انتظار ديدن رحمت خداست ؛ ديدن قلبى كه بسى قويتر و پر اثرتر از ديدن حسى است . از على بن ابى طالب پرسيدند : آيا پروردگارت را هنگام عبادت ديدهاى ؟ فرمود : ويلك ما كنت اعبد ربّا لم اره ، پرسيد چگونه ؟ گفت : ويلك لا تدركه العيون فى مشاهدة الابصار ، و لكن رأته القلوب بحقائق الايمان . « 2 »
« واى بر تو ! آنكه نبينم عبادت نكنم . . . چشمها با ديدن توان درك او را ندارند ؛ بلكه قلبها با ايمان او را مىبينند . »
اثبات ديده نشدن
پس از اينكه دلايل عقلى و نقلى اشاعره بررسى شد ؛ لازم است به دلايل عقلى و نقلى كه نشانگر ناممكن بودن ديدن است ، بپردازيم . دلايل عقلى عدم امكان ديدن ، به اين مهم برمىگردد كه لازمهى ديدن ، جسمانى بودن مرئى است ؛ و جسمانيت از صفات موجود ممكن محتاج بوده و واجب الوجود در ذات ، بىنياز است .
به بيان ديگر ، ديدن با چشم ، به جهت و مكان و اشاره و شعاع خاص و جزء معين ، نياز دارد ؛ چشم بايد در جهت خاص قرار گيرد ، به آن جهت توجه نمايد ، زاويهاى خاص داشته باشد ، به بخش معينى از مرئى بنگرد و اينها همه مستلزم
هامش
( 1 ) - مطففين ، 15 .
( 2 ) - كافى ، ج 1 ، ص 98 .