« و به ياد آوريد هنگامى كه گفتيد : اى موسى ! ما هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد مگر اينكه خدا را آشكارا ببينيم . پس صاعقه شما را گرفت در حالى كه تماشا مىكرديد . »
در اين آيه ، كيفر درخواستكنندگان ديدن خدا ، صاعقه دانسته شده است . اين مهم القا مىكند كه ديدن جرم است و مشروع نيست .
گفته شده امكان ديدن خدا مربوط به آخرت است ؛ و آنچه در اين آيه نكوهيده شمرده شده ، درخواست ديدن در دنياست . در پاسخ اين شبهه مىگوييم اگر چنين باشد ، درخواست ديدن در دنيا بايد حكايت از جهل درخواستكننده كند و جهل نبايد مجازات به همراه داشته باشد ، مجازات در پى كفر مىآيد .
4 -
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ
. « 1 »
« و هنگامى كه موسى به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، عرض كرد :
پروردگارا خودت را به من نشان ده تا تو را ببينم . گفت : هرگز مرا نخواهى ديد ! ولى به كوه بنگر اگر در جاى خود ثابت ماند مرا خواهى ديد . هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد ، آن را همسان خاك قرار داد و موسى مدهوش به زمين افتاد . چون به هوش آمد عرض كرد : خداوندا منزهى تو ! من به سوى تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم . »
در اين آيه ، نفى ديدن به صراحت از سوى خدا بيان شده است . اشاعره در تفسير اين آيه گفتهاند اگر ديدن ممكن نبود ، موسى عليه السّلام آن را از خدا درخواست نمىكرد .
پس طلب دلالت بر امكان مىكند و نفى ديدن ، فقط نفى ديدن در دنيا را مطرح مىنمايد .
در پاسخ اين شبهه گوييم : درخواست موسى براى پاسخ گفتن به خواسته برگزيدگان بنى اسراييل از وى بود . موسى تنها درخواست آنان را مطرح كرد .
هامش
( 1 ) - اعراف ، 143 .