تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
لحيان ) . « 1 » محدثان ، لعن عده‌اى را از پيامبر نقل كرده‌اند . احمد آورده است پيامبر حرث بن هشام ، سهيل بن عمرو و صفوان بن اميه را لعن مىكرد . صفوان سرانجام مسلمان شد . « 2 » گذشته از آنچه گفته شد ، در روايات نيز اشخاص معينى به خاطر كار زشتشان لعن شده‌اند . از جمله‌ى اين روايات : 1 - روزى عايشه به مروان گفت : گواهى مىدهم كه رسول خدا پدرت را در حالى كه تو در صلب او بودى ، لعن كرد . اشهد ان رسول اللّه لعن اباك و انت فى صلبه . « 3 » 2 - براء بن عازم ، مىگويد : ابو سفيان و معاويه مىگذشتند ، رسول خدا فرمود : خدا دنباله‌رو و دنبال شده را لعن كند . لعن اللّه التابع و المتبوع . « 4 » محمد بن ابو بكر در نامه‌اى به معاويه ، به صراحت او را لعين بن لعين خواند و گفت : تو و پدرت همواره به پيامبر ستم مىنموديد و در برابر دين خدا فتنه مىكرديد و مىخواستيد نور خدا را خاموش كنيد . انت اللعين بن اللعين ، ثم لم تزل انت و ابوك تبغيان لرسول اللّه الغوائل لدين اللّه و تجهدان على اطفاء نور اللّه . « 5 » علاوه بر آنچه گفته شد ، دقت در نكات زير ، لازم است : 1 - لعن گنهكار ، نه به جهت سرنوشت اوست ؛ سرنوشت هيچ‌كس را جز خدا رقم نمىزند ؛ بلكه به خاطر بيان تنفر از گناه گنهكار است ؛ و چون گناه از سوى شخص خاصى صورت گرفته ، به وسيله‌ى لعن ، اعلام تنفر از گناه او مىشود . به بيان ديگر ،
هامش
( 1 ) - روح المعانى ، ج 18 ، ص 127 . ( 2 ) - ر . ك : مسند احمد ، ج 2 ، ص 93 و 126 . ( 3 ) - الاستيعاب ، ج 1 ، ص 360 . ( 4 ) - شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 79 . ( 5 ) - وقعة صفين منقرى ، ص 118 .