مىسازد . در ظهار ، طرفين بايد همديگر را لعن كنند تا حد تهمت از آنها برداشته شود .
نيز در آيهى افتراء به زنان پاكدامن ، خداوند كسى را كه تهمت نارواى جنسى به كسى بزند ، لعن نموده است . ابن ابى الحديد سپس مىافزايد كه اين آيات دربارهى مسلمانان و اهل قبله وارد شده است . « 1 »
همچنين در تفسير آيه :
وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْياناً كَبِيراً
. « 2 »
« به ياد آر زمانى را كه به تو گفتيم : پروردگارت احاطه كامل به مردم دارد ؛ و ما آن رؤيايى را كه به تو نشان داديم ، فقط براى آزمايش مردم بود ، نيز درخت لعنت شده را كه در قرآن آورديم . ما آنها را بيم مىدهيم ، ولى جز طغيان عظيم ، چيزى بر آنها نمىافزايد . »
تفاسير اهل سنت ، به آشكارا گفتهاند : درخت لعنت شده در اين آيه ، بنى اميه و يا حكم بن ابى العاص بوده و مراد از رؤياى پيامبر كه ميمون از منبر او بالا مىرود ، فرزندش مروان است . « 3 »
شوكانى هم يكى از معانى احتمالى شجره ملعونه را بنى اميه دانسته است . « 4 »
آلوسى ، هرچند لعن فاسق معين و حتى كافر معين را جايز نمىداند ، ولى از « سراج المفينى » نقل مىكند كه وى قائل به جايز بودن لعن فاسق است . المفينى ، براى برهانى كردن كلام خود به روايتى از پيامبر استناد مىكند كه وى برخى اقوام و قبايل را لعن كرده است ؛ مثلا فرموده است : اللهم العن رعلا و ذكوان ( زكوانا و بنى
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 22 .
( 2 ) - اسراء ، 60 .
( 3 ) - تفسير كبير ، ج 20 ، ص 237 ؛ فتح القدير ، ج 3 ، ص 240 .
( 4 ) - فتح القدير ، ج 3 ، ص 239 و 240 .