تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
ابن ابى الحديد مىگويد : « على از دشنام دادن شاميان منع نمود نه لعن آنها . » « 1 »

محل نزاع

پس اصل لعن محل نزاع نيست . آنچه محل نزاع است جايز بودن يا جايز نبودن لعن مسلمان و نيز شخص معين است . به همين خاطر ما اين موضوع را در دو بحث پىگيرى مىكنيم .

لعن اشخاص

غزالى مىگويد : « لعن افراد جايز نيست ، لعن بايد نسبت به كفار و يا اجناس يا وصفشان صورت گيرد ، مانند لعن شرابخواران ، يا . . . » « 2 » غزالى سپس از خود مىپرسد : آيا لعن يزيد بن معاويه كه قاتل حسين است و يا به آن فرمان داده است ، جايز است ؟ آنگاه جواب مىدهد : اين موضوع ثابت نشده است و لذا نمىتوان گفت وى قاتل است و يا دستور به قتل داده ، چه رسد به اينكه لعن وى جايز باشد ؛ زيرا انتساب مسلمان بدون دليل به گناه كبيره جايز نيست . وى پس از اين مىپرسد : آيا مىتوان گفت لعنت خدا بر قاتل حسين ، يا لعنت خدا بر كسى كه دستور كشتن حسين را داده است ؟ غزالى در پاسخ اين پرسش مىگويد : مگر اينكه گفته شود : اگر قاتل حسين پيش از توبه مرده است ، لعنت خدا بر او باد ! زيرا شايد پيش از مرگ از اين گناه كبيره‌اش توبه كرده باشد . پس اگر مطلقا لعن شود ، كارى بس بزرگ است و سكوت كردن بهتر است . « 3 »
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 22 . ( 2 ) - ر . ك : احياء علوم الدين ، ج 3 ، ص 125 . ( 3 ) - ر . ك : احياء العلوم الدين ، ج 3 ، ص 125 . اين فتوا از غزالى در حالى صادر شده كه حسين بن على ، به صراحت قاتلان خويش و حتى كسانى كه توان يارى داشته‌اند و يارى نكرده‌اند ، هرچند از دوستانش باشند جهنمى دانسته است . هرثمه كه خبر شهادت حسين بن على را از على بن ابى طالب شنيده بود ، مىگويد : من در واقعه « كربلا » همراه لشكر ابن زياد بودم ؛ به ياد سخن على افتادم و خود را به حسين رساندم و ماجرا را براى او باز گفتم . وى به من -