ابن تيميه نيز مىگويد : كسى هميشه شراب مىخورد ، او را نزد پيامبر آوردند .
پيامبر دستور داد حد بر او جارى شود . يكى گفت خدايا لعنتش كن كه همواره شراب مىخورد ، پيامبر فرمود : لعنش نكنيد . به خدا سوگند شما نمىدانيد ؛ وى خدا و رسولش را دوست دارد . لا تلعنوه فو اللّه ما علمت انه يحب اللّه و رسوله . پيامبر خدا با اينكه شراب و گيرندهى آبانگور براى شراب و . . . ، را لعن نموده ، ولى اجازه به لعن وى نداد ؛ زيرا ممكن است توبه كرده باشد ، يا خدا او را به خاطر كار نيك يا مصيبت يا شفاعت بخشوده باشد . « 1 »
اين ادعا ، درست به نظر نمىرسد ، چون ميزان حال كنونى افراد است . چه اينكه اگر لعن كسى براى اينكه در پايان حياتش ممكن است مسلمان شود جايز نباشد ، رحمت كسى براى اينكه چهبسا بعدا كافر شود ، نيز نبايد به صراحت مشروع باشد .
علاوه اينكه خداوند به صراحت ابليس را كه موجود مختارى است و چهبسا توبه كند و بازگردد ، لعن نموده است .
ابن ابى الحديد مىگويد : برخى توهم كردهاند كه لعن كسى كه نام اسلام بر اوست ، جايز نيست ؛ و حتى برخى زيادهروى كرده و لعن كافر و ابليس را به نام جايز نمىدانند ؛ به اين دليل كه خدا از كسى نمىپرسد چرا لعن نكردهاى ؟ بلكه بازخواست از اين است كه چرا لعن كردهاى ؟
ابن ابى الحديد پس از بيان اشكال مىگويد : اين سخن ، مخالف قرآن است ؛ زيرا خداوند به صراحت ابليس را لعن مىكند و گنهكار به گناه كبيره را مورد لعن قرار مىدهد . ايشان سپس آيات جواز لعن در ظهار و نيز لعن قذفكننده را مطرح
هامش
- فرمود : اينك به يارى من آمدهاى يا به جنگ ؟ گفتم : هيچكدام ، از ابن زياد براى خانوادهام بيمناكم . به من فرمود : پس چنان دور شو كه ما را نبينى ، هركه شاهد ما باشد و ما را يارى نكند وارد آتش خواهد شد . ( شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 169 . )
( 1 ) - الفتاوى الكبرى ، ج 4 ، ص 260 ، بخارى روايت را در ج 8 ، ص 14 نقل كرده است .