لعن خبر از فساد درون ملعون شده نمىدهد . او چهبسا اشتباه كرده و يا توبه كرده باشد و يا كار بسيار برترى داشته باشد كه اين گناه از او محاسبه نشود ؛ بلكه لعن ، اعلام تنفر از او به خاطر گناه اوست .
2 - نهى رسول خدا از لعن شرابخوار موردنظر در روايت ، چهبسا به اين جهت بوده كه پيامبر مىدانسته سرانجام نيكى خواهد داشت . و شايد به خاطر اجراى حد بر او بوده است ؛ چه اينكه شايد گنهكارى كه در دنيا مجازات شده ، بار ديگر كيفر داده نشود . علاوه اينكه ، ممكن است نهى پيامبر در اين روايت ، به همان فرد خاص تعلق گرفته است و نشانگر مطلق نهى نيست .
3 - لعن برخى از ياران پيامبر نيز نقل شده است ؛ « فتح البارى » ، روايتى از مسروق نقل كرده است كه مطابق آن على ، يزيد بن قيس ارجى را با نامهاى فرستاد ، ولى وى پاسخ را نياورد و وى را بدگويى كرد . در اين خبر آمده است كه على هم او را لعن مىكرد و بعدها وقتى متوجه شد كه از دنيا رفته است ، فرمود : لعنش نكنيد كه پيامبر ما را از لعن مردگان باز داشته است . « 1 »
مجاهد از قول عايشه نقل كرده كه وى پرسيد : چه شد كار يزيد ارجى كه خدا او را لعن كند ؟ ما فعل يزيد الارجى لعنه اللّه ؟ به او گفتند : از دنيا رفته است . « 2 »
محمد بن ابو بكر نيز ، چنان كه گذشت ، معاويه را لعين بن لعين خوانده است . « 3 »
4 - در كتابهاى انديشمندان اهل سنت نيز ، لعن برخى به خاطر كارهاى نادرست آنان به فراوانى ديده مىشود .
ابن ابى شيبه مىگويد : سنان فرزند انس ، قاتل حسين بن على است كه خدا او را
هامش
( 1 ) - فتح البارى ، ج 3 ، ص 206 .
( 2 ) - فتح البارى ، ج 3 ، ص 206 .
( 3 ) - وقعة صفين منقرى ، ص 118 .