تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ابن تيميه كه خود در افتراء به مسلمانان يد طولايى دارد ، مىگويد : از بدعتهاى نادرست اين است كه طايفه‌اى از طوايف مسلمانان تكفير شوند و خون و مال آنان مباح گردد ؛ اين خطايى بزرگ است . زيرا تكفير كردن نيز بدعت است . علاوه اينكه ، كسى كه خطا كرده ، بر طبق آيه ربّنا لا تؤاخذنا ان نّسينا او اخطأنا . . . ، بدعت‌گذار شمرده نمىشود . پيامبر نيز كسىكه به خطا و يا فراموشى و يا اجبار گناهى از او سر زده ، مشمول رحمت خدا دانسته و فرموده است : ان اللّه تجاوز لامتى عن الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه . « 1 » ابن حجر نيز مىگويد : « به مجتهد در امور اجتهادى تعرض نمىشود . » « 2 » ثانيا : چه‌بسا لعن‌كننده توبه كرده باشد ، و يا عمل نيكى داشته باشد كه لعن او را محو كرده باشد و . . . جاى بسى تعجب است كه ، لعن مسلمان گنهكار كه شايد توبه كرده باشد ، جايز نيست ، ولى مسلمانى كه كسى را لعن كند ، تكفير شود . در حالى كه لعن ناروا نيز گناهى بيش نيست و چه‌بسا لعن‌كننده توبه كرده باشد . اين توضيح در پايان بحث لازم است كه ، آنچه بر آن بوديم روشن شدن اساس بحث بود ، هدف اين نيست كه لعن اشاعه يابد . طبعا اگر لعن و هر نفرين ديگر بى جا باشد و بال آن دامن لعن‌كننده و نفرين‌گو را خواهد گرفت ؛ زيرا پيامبر فرموده است : من لعن شيئا ليس له بأهل ، رجعت اللعنة عليه . « 3 » « كسى كه چيزى را لعن كند كه سزاوار آن نيست ، لعن به خودش بازگشت مىكند . » به هرحال احتياط در اين باره به شدت توصيه مىشود .
هامش
( 1 ) - ر . ك : الصواعق الالهية ، ص 21 . ( 2 ) - الصواعق المحرقة ، ج 1 ، ص 332 . ( 3 ) - بحار الانوار ، ج 57 ، ص 19 ؛ سنن ابى داوود سجستانى ، ج 2 ، ص 458 ؛ سنن ترمذى ، ج 3 ، ص 236 .