تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
مَا بَالُكُمْ ؟ مَا دَوَاؤُكُمْ ؟ مَا طِبُّكُمْ ؟ الْقَوْمُ رِجَالٌ أَمْثَالُكُمْ . أَقَوْلًا بِغَيْرِ عِلْمٍ ! وَغَفْلَةً مِنْ غَيْرِ وَرَعٍ ! وَطَمَعاً في غَيْرِ حَقٍّ ! ؟ » . اى مردمى كه اجسام‌تان جمع و افكارتان پراكنده‌است ، سخنان شما سنگ‌هاى سخت را متلاشى مىكند ولى اعمال‌تان دشمنان را به طمع وامىدارد . آنجا كه گرد هم نشسته‌ايد چنين و چنان مىگوييد ولى وقت جهاد مىگوييد : اى جنگ از ما دور شو . هرآنكس شما را بخواند فريادش به جايى نرسد و دعوتش پذيرفته نشود ، و آنكه شما را رها كند قلبش از آزار شما در امان نخواهد بود . بهانه‌هاى شما براى نرفتن به جنگ ، بى جا و گمراه‌كننده‌است و چون بدهكارى كه پرداخت بدهى خود را به تأخير مىاندازد از من طلب تأخير انداختن مىكنيد . افراد ضعيف و ذليل هرگز نمىتوانند ظلم را از خود دور نمايند و حقّ جز با كوشش و زحمت عايد نمىشود . شما كه از خانه‌هاى خود دفاع نمىكنيد بعد از اين از خانه چه كسانى دفاع مىنماييد و شما كه دستور مرا ناديده مىگيريد از كدام پيشوا بعد از من اطاعت مىكنيد . به خدا سوگند فريب‌خورده‌است كسى كه حرف شما را گوش دهد و به گفتارتان مغرور گردد . به خدا سوگند هركس با يارى شما بخواهد بردشمن چيره شود ، همانند كسى است كه در قرعه ، برگ پوچى نصيبش شود . و آنكه بخواهد به‌وسيله شما تيراندازى كند ، همانند كسى است كه با تير سرشكسته و بىپيكان تيراندازى مىكند . به خدا سوگند سخنان شما را تصديق نمىكنم و به يارى شما اميدى ندارم و دشمنان را به كمك شما تهديد نمىكنم . چه شده‌است شما را ، داروى شما چيست ، علاج شما به چيست ؟