تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
غَيْرِكُمْ » . تبعيّت از حكومت الهى حافظ امور شماست ، لذا فرمان او را بدون اينكه نفاق ورزيد و دودل باشيد و يا اكراه داشته باشيد ، اطاعت كنيد . به خدا سوگند جز اين راهى نداريد كه يا اطاعت از حكومت عادله كنيد و يا اينكه خداوند حكومت عدل را از شما بازگيرد ، و هرگز به شما برنخواهد گردانيد ، تا حكومت ديگرى برشما مسلّط شود . ناگفته نماند جمله اخير امام « لَيَنْقُلَنَّ اللَّهُ عَنْكُمْ سُلْطَانَ الْإِسْلَامِ » كلامى مطلق است ، يعنى حكومتى كه هرچند كاملًا به عدل رفتار نمىكند ولى حتىالمقدور قصد پيشبرد جامعه تحت نفوذ خويش را دارد ، اگر مورد اطاعت قرار نگيرد ، حاكمى بدتر از او برجامعه سيطره يافته و برمردم چيره مىشود . همان‌طوركه قبلًا متذكّر شديم ، يكى از علّت‌هاى اصرار امام عليه السلام در نپذيرفتن خلافت ، تشتت‌آراء مردم بود . آن حضرت مىدانست كه مسلمانان او را اطاعت نمىكنند و از او فرمانى نمىبرند . سراسر نهج‌البلاغه مملو از كلماتى در ملامت و سرزنش مردم كوفه و ديگر مسلمانان به خاطر نافرمانى آنان است ، به‌گوشه‌هايى از اين سرزنش‌ها كه از عمق جان امام عليه السلام برمىخيزد و حكايت از حزن عميق وى از نداشتن امّتى ثابت قدم مىنمايد ، توجه كنيد : امام عليه السلام خطبه 27 را زمانى ايراد فرمودند كه به او خبر رسيد ، سپاهى از سوى معاويه به فرماندهى « سفيان بن عوف غامدى » به شهر « انبار » كه در مرز عراق و شام قرار داشت حمله كرده و فرماندار آن ديار « حسان بن حسان » را با سى نفر از يارانش به شهادت رسانده‌اند . امام عليه السلام با ناراحتى از كوفه خارج و به نخيله در نزديكى كوفه رسيد حضرت برتپه‌اى ايستادند و خطبه‌اى را بيان فرمودند و در ضمن اين خطبه كوفيان را چنين ملامت نمودند .