تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
حضرت در خطبه 229 ضمن بيان نكات گذشته وجد و سرور مردم از بيعت را توصيف مىكنند : « وَبَسَطْتُمْ يَدِي فَكَفَفْتُهَا ، وَمَدَدْتُمُوهَا فَقَبَضْتُهَا ، ثُمَّ تَدَاكَكْتُمْ عَلَيَّ تَدَاكَّ الْإِبِلِ الْهِيمِ عَلَى حِيَاضِهَا يَوْمَ وِرْدِهَا ، حَتَّى انْقَطَعَتِ النَّعْلُ ، وَسَقَطَ الرِّدَاءُ ، ووُطِىءَ الضَّعِيفُ ، وَبَلَغَ مِنْ سُرُورِ النَّاسِ بِبَيْعَتِهِمْ إِيَّايَ أَنِ ابْتَهَجَ بِهَا الصَّغِيرُ ، وَهَدَجَ إِلَيْهَا الْكَبِيرُ ، وَتَحَامَلَ نَحْوَهَا الْعَلِيلُ ، وَحَسَرَتْ إِلَيْهَا الْكِعَابُ » . دستم را گشوديد و من بستم ، آن را كشيديد و من برگرفتم ، پس چون شتران تشنه كه در روز معيّن خودشان ، به آبخور حمله مىبرند و برهم پهلو مىزنند ، برمن ازدحام نموديد ، چنانچه بند كفشم پاره شد ، عبايم از دوشم افتاد ، و ضعيفان پايمال شدند ، سرور مردم به حدى رسيد كه كودكان به وجد آمدند و كهنسالان با حركات لرزان خود براى ديدن بيعت به راه افتادند ، بيماران بردوش افراد حمل مىشدند و دوشيزگان تازه به ثمر نشسته ، بىنقاب براى ديدن منظرهء بيعت حاضر شده بودند . ابن ابىالحديد به نقل از تاريخ طبرى ، ازدحام خلايق را نزد حضرت امير عليه السلام و در مقابل خانه‌اش مطرح كرده و مىگويد : وقتى على عليه السلام فرمود : غير مرا برگزينيد ، خلايق مىگفتند : ما نحن بمفاريقك حتى نبايعك ؛ ما تا با تو بيعت نكنيم ، از تو جدا نمىشويم . « 1 » * * *
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 11 ، ص 9 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 76 | على غضنفرى