تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
پذيرفتند . « 1 » آن حضرت در خطبه شقشقيه پذيرش خلافت را چنين توصيف مىكنند : « فَمَا رَاعَنِي إِلَّا وَالنَّاسُ كَعُرْفِ الضَّبُعِ إِلَيَّ ، يَنْثَالُونَ عَلَيَّ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ ، حَتَّى لَقَدْ وُطِىءَ الْحَسَنَانِ ، وَشُقَّ عِطْفَايَ ، مُجْتَمِعِينَ حَوْلِي كَرَبِيضَةِ الْغَنَمِ » . ازدحام شديد مردم كه چون يالهاى كفتار و موهاى گردن او بود ، مرا به قبول خلافت مجبور ساخت . مردم از هرطرف پى در پى برمن هجوم آوردند و دو فرزندم حسن و حسين ( عليهما السلام ) زير دست و پا رفتند و دوطرف ردايم پاره شد ، آنان چون گوسفندان گرگ‌زده اطرافم جمع شدند . آن حضرت در بخش ديگرى از اين خطبه مىفرمايند : « أَمَا وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ ، لَوْلَا حُضُورُ الْحَاضِرِ ، وَقِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ ، وَمَاا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ ، وَلا سَغَبِ مَظْلُومٍ ، لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا ، وَلَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِها ، وَلَأَلْفَيْتُمْ دُنْياكُمْ هذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِي مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ ! » . بدانيد به خدايى كه دانه را شكافت و انسان را آفريد ، اگر آن جمعيّت بسيار براى بيعت با من و ياريم اجتماع نمىكردند و بدين‌وسيله حجّت برمن تمام نشده بود ، و اگر خداوند از علماء و دانشمندان عهد نگرفته كه در مقابل شكم‌خوارگى ظالمين و گرسنگى مظلومين سكوت نكنند ، مهار شتر خلافت را رها مىساختم و بركوهانش مىانداختم و آخر خلافت را با كاسهء اول آن سيراب مىنمودم . ( چون گذشته كنار مىرفتم ) و شما را به اين نكته آگاه مىكردم كه اين دنيايتان نزد من پست‌تر از آب بينى بز ماده است . امام عليه السلام در توصيف بيعت خلايق با ايشان در خطبه 54 نيز فرموده‌اند : « فَتَداكُوّا عَلَىَّ تَداكَّ الْابِلِ الْهيم يَوْمَ وِرْدِها وَقَدْ أَرْسَلَها راعِيَها وَخُلِعَتْ مَثانيها حَتَّى
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 4 ، ص 8 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 73 | على غضنفرى