تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
برهمين اساس بود كه امام عليه السلام با آنان اتمام حجّت نمود و چنين فرمود : « دَعُوني وَالْتَسِمُوا غَيْرِي ؛ فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَأَلْوَانٌ ؛ لَاتَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ ، وَلَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ . وَإِنَّ الْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ ، وَالَمحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ . وَاعْلَمُوا أَنِّي إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ ، وَلَمْ أُضغِ إِلَى قَوْلِ الْقَائِلِ وَعَتْبِ الْعَاتِبِ ، وَإِنْ تَرَكْتُمُونِي فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ ؛ وَلَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَأَطْوَعُكُمْ لِمنْ وَلَّيْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ ، وَأَنَا لَكُمْ وَزِيراً ، خَيْرٌ لَكُمْ مِنِّي أَمِيراً » . مرا به حال خود واگذاريد و سراغ كسى ديگر رويد ، چرا كه ما دست به عملى مىزنيم كه چهره‌هاى مختلف و رنگ‌هاى گوناگون دارد . نه دلها براين امر استوار مىماند و نه عقول و فكرها ثابت‌قدم خواهد ماند . ابرهاى سياه ظلم و ستم گذشته ، چهره افق را پوشانده‌است و مسير واقعى دين دچار تغيير شده‌است . بدانيد اگر دعوت شما را بپذيرم ، مطابق آنچه كه خود مىدانم عمل مى نما يم . و به سخنان اين و آن توجّه نخواهم نمود و به ملامت اهل آن گوش نخواهم داد . پس اگر مرا ترك كنيد ، مثل يكى از شما خواهم بود و چه بسا از شما شنواتر و مطيع‌تر براى كسى باشم كه شما او را به اين منصب مىگماريد و بنابراين براى شما بهتر است كه من وزير و مشاورتان باشم و نه امير و رهبرتان . امام عليه السلام اصرار خود را برقبول ننمودن بيعت در خطبه 137 چنين بيان مىكنند : « فَاقْبَلْتُمْ الَىَّ اقبالَ العُوذِ الْمَطَافيلِ عَلى اوْلادِها ، تَقُولُونَ : الْبَيْعَةَ الْبَيْعَةَ ، قَبَضْتُ كَفّى فَبَسَطْتُمُوها ونازَعَتْكُم يَدى فجاذَبْتُمُوها » . شما چون اقبال و توجّه زائو به نوزادش به من روى آورديد و پيوسته مىگفتيد : بيعت ، بيعت . دستم را مىبستم و شما باز مىكرديد ، من دستم را به عقب مىكشيدم و شما مىگرفتيد و به سوى خود مىكشيديد .