تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

حكومت

انسان موجودى اجتماعى است و زندگى اجتماعى بدون روابط اجتماعى ميسر نيست . روابط اجتماعى مستلزم مقرراتى است كه انسانها در پناه آن از طمع برخى كه به حقوق خود بسنده نمىكنند در امان باشند . بر همين اساس ، خداوند با ارسال رسل و ابلاغ قوانين و مقررات ، برنامهء كلى سعادت دنيوى و اخروى انسان را تعيين نموده‌است . بشر نيز با بهره‌گيرى از خرد خود ، در راستاى همان قانون كلى الهى ، قوانين جزئى و اجرائى را وضع نموده تا ضمن پيشگيرى از تعدّى برخى ، متعدّيان به حقوق ديگران را تنبيه نمايد و با تضمين حقوق سه گانه انسانها ، امنيت اجتماعى را محقق سازد . پس قانون مستلزم وجود قوّه مجريه و حاكمه‌اى است كه ضمانت اجراى قانون را عهده‌دار باشد ، چرا كه مقررات به دور از اجراء بى اثر بوده و جامعه را دچار هرج و مرج خواهد ساخت . حضرت امير عليه السلام وقتى شعار خوارج را شنيد كه مىگفتند : فرمانى جز فرمان خداوند نيست ( لا حُكمَ الّا للَّهِ ) فرمودند : « كَلِمَةُ حَقٍّ يُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ ! نَعَمْ إِنَّهُ لا حُكْمَ إِلَّا للَّهِ ، وَلكِنَّ هؤُلَاءِ يَقُولُونَ : لَاإِمْرَةَ إِلَّا للَّهِ ، وَإِنَّهُ لَابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ في إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ ، وَيَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ ، وَيُبَلِّغُ
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 77 | على غضنفرى