پرهيز از جعل قوانين خرافى
قانونگذار واقعى خداى متعال است كه قوانين را به صورت وحى به برگزيدهاش رسانده تا او و نيز اوصيائش عليهم السلام به تفسير كتاب خدا بپردازند و جزئيات امور را از قرآن استنباط كنند . بشر نيز به نوبهء خود از به دو شروع زندگى اجتماعى قوانينى را براى حفظ نظم و تأمين حقوق اجتماعى وضع نموده است .
البته بين قانون الهى و مقررات وضع شده بشر ، تفاوت اساسى وجود دارد . چه اينكه قانون الهى با توجه به احتياجات واقعى بشر مقرر شدهاست ، قانونى فراگير است و همه نسل بشر را تا روز جزا كفايت مىكند و نيز به آينده توجه دارد و قابل نقض نيست .
اما قانون بشرى صرفاً به احتياجات ظاهرى نظر دارد ، فراگير نيست ، و تنها به حوائج روز نظر دوختهاست .
بديهى است اگر قانون بشرى ، تضمينكننده حقوق تمام جامعه باشد ، قابل قبول عقل و عقلاء خواهدبود ، اما اگر قانون اجتماعى امنيّت عدهاى را تأمين كند ، به سلامتى برخى بينديشد ، امكاناتى براى بعضى فراهم نمايد و يا برخى را از اجراى قانون مستثنى نمايد ، چنين قانونى موجب رواج تجاوز به حقوق مردم شده و عامل اساسى ايجاد فتنه و آشوب و نيز هرج و مرج عمومى است .
بنابراين حاكم جامعه بايست از وضع قانونى كه تنها طيفى معين را پوشش مىدهد ، پرهيز كند .