حضرت امير عليه السلام ، در خطبه 50 ، قانون ساختگى را منشأ فتنه دانسته و وضع آنها را عملى شيطانى مىداند .
« إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ ، وَأَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ ، يُخَالَفُ فِيهَا كِتابُاللَّهِ ، وَيَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ . فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ ؛ وَلَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ ، انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ ؛ وَلكِن يُؤْخَذُ مِنْ هذَا ضِغْثٌ ، وَمِنْ هذَا ضِغْثٌ ، فَيُمْزَجَان ! فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ ، وَيَنْجُو « الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَى » .
علّت ايجاد فتنهها پيروى از هواهاى نفسانى و احكام و قوانين ساختگى است كه با كتاب خداوند مخالف باشد ( مذاهب باطلى كه مردم را به فتنه مىاندازد ريشه در تبعيت از هواهاى نفسانى و ايجاد قوانين مندرآوردى دارند ) چنين قانونى موجب مىشود جمعى بر خلاف آئين حقّ ، به حمايت از قانون خرافى بپردازند .
البته اگر باطل از حقّ كاملًا جدا مىشد ، بر پويندگان حقّ مشتبه و مخفى نمىگرديد ، و اگر حقّ از باطل جدا مىگشت ، زبان معاندان آن قطع نمىشد .
اختلاط حقّ و باطل باعث مىشود كه عدهاى بخشى از حقّ و قسمى از باطل را بگيرند و آنها را به هم آميزند ، آنجاست كه شيطان بردوستانش چيره شده و تنها كسانى كه مورد حمايت خداوند هستند ، نجات مىيابند .
ناگفته پيداست كه قوانين خرافى موجب مىشود حكام در برابر مردم در موضع انفعالى قرار گيرند و دائماً در پى توجيه قانون خود باشند . ولى بايد دانست حقّ طلبان هيچگاه زيربار قانون خرافى نخواهند رفت و هرچند حكومتها در مقطعى از زمان به كمك توجيهات واهى يا زر و زور ، قانون خود را تحميل كنند ، اما ديرى نخواهد پائيد كه حقجويان قانون اصيل را جايگزين قانون خرافى مىنمايند .
* * *
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 302
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٠٢