مردمند ، چه اينكه مردم را عيوبى است و والى سزاوارتر است به اينكه آن عيوب را بپوشاند ، پس عيوبى كه از تو مخفى است آشكار نساز ، تو بايد عيوب ظاهر شده را اصلاح كنى و خداوند است كه دربارهء آنچه از تو مخفى است ، حكم مىنمايد .
بنابراين تا آنجا كه مىتوانى عيوب مردم را بپوشان ، تا خداوند عيوب خودت را كه دوست دارى فاش نشود ، آشكار نسازد .
عقدههاى كسانى كه كينه دارند بگشا و اسباب دشمنى را قطع كن ، و از آنچه كه خبر ندارى و بر تو روشن نشده خود را به غفلت بزن و در قبول سخن بدگويان شتاب مكن زيرا آنان هرچند لباس ناصحين پوشند ، خيانت كنند .
بديهى است تجسس حاكم از احوال و عقايد مردم ، تخم كينه را در دلها خواهد كاشت و نفاق و چاپلوسى را در جامعه در برابر حاكم رواج خواهد ساخت و مهمتر از همه فاصله حاكم از ملّت را بسيار خواهد نمود .
طبعاً مردمى كه همواره دستگاهها و سرويسهاى اطلاعاتى حكومت را در كنار خود احساس كنند ، از حاكمان جامعه خواهند بريد .
علاوه اينكه امنيّت اجتماعى از بين خواهد رفت و نگرانى از كجفهمى دستگاههاى اطلاعاتى و نيز سعايت دشمنان و كينهورزانى كه موضوع خصومتشان ارتباطى به حكومت ندارد ، برمردم سايه خواهد افكند و نتيجهء آن ، كه همان ديكتاتورى و اختناق است ، سراسر جامعه را خواهد گرفت .
آنچه تاكنون گفتيم حرمت تجسس حاكمان در احوال جامعه بود .
اما آيا تجسس از احوال حاكمان مشروع است ؟
بىترديد استانداران و فرمانداران و مديران نهادها در مناطق مختلف ، اختيارات وسيعى دارند ، اختياراتى در شيوهء اجرا و گاه وضع قوانين كلى و جزئى .
اين اختيارات چه بسا موجبات اغواء و فريب آنان را فراهم كند و شايد آنان
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٩٨