قدرت قهريه خود را در كنار بيتالمال براى پيشبرد اهداف خود به كار گيرند و با خلايق آن كنند كه كسراها و قيصرها در ايران و روم گذشته روا مىداشتند .
حكومت عدل بايستى اين مهم را توجه كند و با يك سيستم بازرسى قوى اعمال و رفتار كارگزاران را زيرنظر داشته باشد .
حكومت حضرت امير عليه السلام بهعنوان نماى حكومت عدل از اين مهم غافل نبود و اخبار و اطلاعات وسيعى كه از رفتار و حركات استانداران ، فرمانداران و عاملان زكات و خراج به حضرت مىرسيد گوياى دقّت عميق حضرت در اين مورد بود .
نمونههايى از اين موارد چون استفاده غيرصحيح از بيتالمال ، تعرض به حقوق مردم ، تقسيم اراضى به نفع خود و وابستگان خويش ، تقسيم غنائم بهسود خود و حتى نشستن بر سر سفرهء اشراف و خريد منزل و . . . در مباحث پيشين مورد بحث قرار گرفت .
آن حضرت مأمورينى مطمئن و راستگو را به صورت مخفى روانه ولايات مىنمود و آنان اخبار و اطلاعات خود را مستقيماً به حضرت گزارش مىدادند و امام عليه السلام نيز پس از اطمينان و بدون فوت وقت موضع خود را اعلام مىنمود و حكم به عزل و فراخوانى مىكرد و نماينده فاسدش را خوار مىساخت و از اعطاء منصب جديد به او دريغ مىورزيد . علاوه اينكه شيوهء ملايم حضرت عليه السلام با مردم و سختگيرى وى نسبت به استانداران ، فرمانداران و واليان بهگونهاى بود كه هرستمديدهاى به سادگى جرأت مىيافت ستم خود را به امام عليه السلام عرضه كند ، و از منصوبين او شكوه نمايد .
آن حضرت در دستورالعملش به مالك اشتر مىفرمايد :
« ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ ، وَابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالوَفَاءِ عَلَيْهِمْ ، فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ ، وَالرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ . وَتَحَفَّظْ مِنَ الْأَعْوَانِ ؛ فَإِنْ أَحَدٌ
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٩٩