مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَى خِيَانَةٍ اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَكَ أَخْبَارُ عُيُونِكَ ، اكْتَفَيْتَ بِذلِكَ شَاهِداً ، فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ ، وَأَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ ، ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّةِ ، وَوَسَمْتَهُ بِالْخِيانَةِ ، وَقَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَةِ » .
سپس مأموران مخفى ، راستگو و باوفا را براى كارگزاران و كاركنان دولت روانهدار و اعمال آنان را زيرنظر بگير ، چرا كه بازرسى مداوم و پنهانى سبب مىشود كه آنان به امانتدارى و مدارا با تودهء مردم ترغيب شوند .
همكاران و ياران خويش را تحت نظر داشته باش و اگر يكى از آنها دست خيانت باز نمود و مأموران سرّى تو متفقاً آن را گزارش كردند ، همان را بهعنوان شاهد ، كافى بدان و او را زير تازيانه كيفر و عقوبت گير ، و بهقدر خيانتش او را مؤاخذه كن ، سپس او را در جايگاه ذلّت و خوارى بنشان و مهر خيانت براو بنه و گردنبند ننگ و تهمت را برگردنش افكن تا موجب عبرت شود .
* * *
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: على غضنفرى
ص٣٠٠