تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
شدت عناد اين خاندان به پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت عليهم السلام از عمل هند در كشتن حضرت حمزه رضى الله عنه و پاره كردن شكم ايشان و جويدن جگرش كاملًا عيان است . او تا آخر عمر در پى خاموش كردن كينهء ديرينه‌اش بود و هرگز حاضر به صلح و سازش با حضرت امام عليه السلام نمىگشت . ثانياً : معاويه بارها در زمان عثمان مكاتباتى با عده‌اى چون مروان بن حكم ، طلحه ، زبير ، وليد بن عقبه و . . . داشته و قصد خود را مبنى برتصاحب خلافت مطرح كرده‌است ، با اين وصف او براى رسيدن به حكومت كاملًا جدى بود و تنها در پى بهانه مىگشت تا قصد خود را عملى سازد . بديهى است با وجود چنين افكارى ، او هرگز حاضر به مصالحه و مسامحه نبوده‌است . ثالثاً : آيا حكومتى كه براى اقامه عدل بر قرار شده‌است ، حاضر خواهد شد يك آن ستم را تحمل كند ؟ و آيا چنين حاكمى خواهد توانست ، در قيامت و در برابر داد ستمديدگان ، تلاش براى بقاء حكومت خود را بهانه كند ؟ * * *