شيخين عمل كنى ، حضرت توريه ننموده و قبول ظاهرى نكرد ؟
طبعاً اين سؤال زائيده افكار مردم آن عصر نيست . چرا كه كار با توريهاى بدون اجرا ، پايان نمىپذيرفت و مخالفت با آنان كه سيرهء شيخين را پذيرفته بودند ، به سادگى عملى نبود . بىترديد رواج دنائتها و خودخواهىهاى عثمان و غارت و چپاول بيتالمال در عصر خلافت او باعث شد تا مردم به على عليه السلام رغبت يابند و تقريباً اجازه عملى ساختن اجتهاد خودش را به او دهند .
2 - چرا امام ، طلحه و زبير را زير چتر حمايتى خود قرار نداد ؟ مگر نه اين است كه اين دو نقش ممتازى در صدر اسلام داشتهاند و با حكومت عثمان خاصه در اواخر دوران وى به شدت ابراز مخالفت مىنمودند و در بيعت با حضرت نيز سهم جدى ايفا كردند ؟ و با اين وصف آن دو به استاندارى و فرماندارى بصره و كوفه راضى بودند .
پاسخ اين سؤال از بيانات امام عليه السلام قابل استفادهاست . آن حضرت هرگز حاضر نبود به كسى تعدى كند ، حقّ كسى را پايمال نمايد . وى بيتالمال را مطابق سيرهء پيامبر بهطور مساوى تقسيم مىكرد ، و به همه با يك چشم مىنگريست ، مسئوليتها را به كسى واگذار مىكرد كه در پيشگاه پروردگارش بتواند حجّت شرعى اقامه كند . او اول به خدا مىانديشيد و حقوق خلق را برطبق فرمان او اداء مىكرد . بنابراين اساساً هدف او اين نبود كه حكومت كند تا اين سؤال و امثال اين سؤال پيش آيد ، او مىخواست وظيفهاش را انجام دهد هرچند عدهاى را خوش نيايد .
3 - چرا امام عليه السلام با اينكه مىدانست طلحه و زبير براى فتنهگرى و نه به قصد عمره از مدينه خارج مىشوند ، مانع آنان نگرديد و كانون فتنه را در مدينه خفه ننمود ؟
حضرت در مقابل سخن آنها كه گفتند قصد عمره داريم ، فرمودند :
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٧٨