را غنيمت مىشمارند .
مكارترين چهرههاى تاريخ اسلام را مىتوانيم « معاوية بن ابوسفيان » بناميم ، او تنى چون آدميان و افكارى مملو از مكر و حيله داشت ، او را اگر مكار عرب بناميم گزاف نگفتهايم ، چه اينكه عرب او را « داهية العرب » ، ( سياستمدار عرب ) ناميدهاست . و پيداست او سياست را در چه مىديد !
بىترديد كسى كه داستان زندگى معاويه را بخواند در مورد او به قضاوتى غير اين نخواهد رسيد كه او مكارترين چهره تاريخ اسلام است .
معاويه با جمعآورى دوستان سفاكى چون « بُسْرِبن ارطاة عامرى » و « مسلم بن عقبه مُرّى » و . . . در كنار سياستبازانى چون « عمر بن عاص » خشونت را بهوسيله قتل و كشتار عمومى و اعدام افراد و شكنجه و زندان و تبعيد ، با مكر و حيله براى اثبات بىگناهى و فضل خود به هم آميخته بود .
حضرت در مورد سياستهاى معاويه كه بر سر زبان افتادهاست ، در خطبه 200 مىفرمايد :
« وَاللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهىَ مِنِّي ، وَلكِنَّهُ يَغْدِرُ وَيَفْجُرُ . وَلَوْلَا كَرَاهيَةُ الْغَدْرِ لَكُنْتُ مِنْ أَدْهَى النَّاسِ ، وَلكِنْ كُلُّ غُدَرَةٍ فُجَرَةٌ ، وَكُلُّ فُجَرَةٍ كُفَرَةٌ . « وَلِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ يُعْرَفُ بِهِ يَوْمَالْقِيَامَةِ » .
به خدا سوگند معاويه از من سياستمدارتر نيست ، بلكه او حيلهگر و عصيانپيشه است . اگر نيرنگ بد نبود و معصيت شمرده نمىشد من سياستمدارترين مردم بودم ، ولى هر نيرنگى گناه و معصيت است و هر گناهى كفر بوده و در قيامت هر حيلهگر و مكارى پرچمى خاص دارد كه بهوسيله آن شناخته مىشود .
آرى ، معاويه ظلم و ستم مىنمود ، گناه و معصيت براى او قبحى نداشت ، هدف او رسيدن به خلافت و استحكام بخشيدن به آن و بقاء حكومت در دودمان خودش بود ، و براى رسيدن به اين هدف هيچ چيزى را نمىشناخت و هرنيرنگى براى او
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على غضنفرى
ص٢٧٦