تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اللَّهَ أَنْ يُصْلِحَ فِي هذِهِ الْهُدْنَةِ أَمْرَ هذِهِ الْأُمَّةِ ؛ وَلَا تُؤْخَدُ بِأَكْظَامِهَا ، فَتَعْجَلَ عَنْ تَبَيُّنِ الْحَقِّ ، وَتَنْقَادَ لِأَوَّلِ الْغَيِّ » . ما افراد را حكم قرار نداديم ، بلكه قرآن را به‌عنوان حكم برگزيديم ، اين قرآن خطوطى است كه بين دو جلد قرار گرفته‌است و زبان ندارد و لذا محتاج به مترجم است و اين انسانها هستند كه از آن سخن مىگويند . چون اهل شام از ما خواستند كه قرآن را بين خود حكم قرار دهيم ، گروهى نبوديم كه به كتاب خداى سبحان پشت كرده باشيم ، در حالى كه خداى متعال مىفرمايد :
فَإِنْ تَنازَعْتُمْ . . .
« 1 » ؛ اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و رسولش ارجاع دهيد و رجوع به خدا به اين است كه طبق كتاب او حكم كنيم ، و رجوع به رسول‌خدا به اين است كه به سنّت او متمسّك شويم ، و البتّه هرگاه حقايق مطلب بيان شود و به درستى برطبق كتاب و سنّت حكم شود ما سزاوارتريم به پذيرش آن . اما اينكه مىگوييد چرا در تحكيم مهلت دادى تا كار به اينجا رسد ؟ پاسخش اين است كه مهلت دادم تا جاهل تحقيق كند و عالم برعقيده‌اش استوار بماند ، تا شايد خداوند امر اين امّت را در طول اين متاركه و آتش‌بس ، اصلاح فرمايد و راه تحقيق بسته نشود ، تا مبادا در يافتن حقّ عجله كنند و از اولين فكر گمراه‌كننده ( جنگ با حكومت حقّ ) بدون تفحص پيروى كنند . در خطبه 127 نيز مواضع امام عليه السلام در ارتباط با خوارج به صورت مستدلّ بيان شده‌است به بخش‌هايى از اين خطبه توجه كنيد : « فإِنْ أَبَيْتُمْ إِلَّا أَنْ تَزْعُمُوا أَنِّي أَخْطَأْتُ وَضَلَلْتُ ، فَلِمَ تُضَلِّلَونُ عَامَّةَ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، بِضَلَالِي ، وَتَأْخُذُونَهُمْ بِخَطَئِي ، وَتُكَفِّرُونَهُمْ بِذُنُوبِي ! سُيُوفُكُمْ عَلَى عَوَاتِقِكُمْ تَضَعُونَهَا مَوَاضِعَ الْبُرْءِ وَالسُّقْمِ ، وَتَخْلِطُونَ مَنْ أَذْنَبَ بِمَنْ لَمْ يُذْنِبْ . وَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُول‌َاللَّه صلى الله عليه و آله رَجَمَ الزَّانِيَ الُمحْصَنَ ، ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهِ ، ثُمَّ وَرَّثَهُ أَهْلَهُ ؛ وَقَتَلَ الْقَاتِلَ وَوَرَّثَ مِيرَاثَهُ أَهْلَهُ . وَقَطَعَ السَّارِقَ وَجَلَدَ
هامش
( 1 ) - سوره نساء ، آيه 59 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 200 | على غضنفرى