تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
پس از آن ، حضرت خطبه‌اى طولانى براى آنها ايراد فرمود و در ضمن خطبه‌اش فرمودند : آيا آن وقت كه اهل شام قرآن‌ها را از روى حيله و مكر و نيرنگ و خدعه برسر نيزه كردند نگفتيد اينها برادران ما و هم‌آئين‌هاى ما هستند ، از ما مىخواهند از آنها بگذريم و راضى به حكومت كتاب خدا شده‌اند ، نظر ما اين است كه رأى آنها را بپذيريم ، و دست از آنها برداريم ؟ من هم به شما گفتم اين مسأله‌اى است كه ظاهرش ايمان و باطنش دشمنى و عدوان است . آغازش رحمت و عطوفت و پايانش پشيمانى است ، پس شما فريب نخورده به حال خود باقى باشيد و راه خود را ادامه دهيد و در جهاد دندانها را به‌هم بفشاريد و به هرسخنى كه از اطراف از درازگوشى بلند شود گوش ندهيد ، چه اينكه توجه به اين صداها گمراه‌كننده‌است و بىتوجّهى به آن موجب خوار شدن آن صداها مىگردد ، ولى با اين حال واقعه حكميّت صورت پذيرفت و من شما را در مسير قبول حكميّت ديدم . حضرت ، علاوه برآن همه گفتگوها و سخنرانىها ، ابن‌عباس را نيز نزد خوارج فرستاد تا بلكه او نيز بتواند جمع بيشترى از آنها را از منجلاب گمراهى و ضلالت نجات دهد . با اينكه ابن عباس از بزرگترين مفسّران قرآن و شاگرد مستقيم حضرت امير عليه السلام در فهم آيات است ، ولى وقتى وى به‌سوى خوارج مىرفت ، حضرت به او فرمودند : « لَاتُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ ، فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ ، تَقُولُ وَيَقُولُونَ ، وَلكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ ، فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصاً » . « 1 » با آيات قرآن با آنان محاجّه ننما ، چرا كه قرآن تاب معانى مختلف و تفاسير گوناگون را داراست ، تو چيزى را از آيه استنباط مىكنى و آنها چيز ديگر و لذا به جايى نمىرسيد . با اين قوم به‌وسيله سنّت پيغمبر و احاديث نبوى و سيرهء حضرت بحث كن ، كه در برابر آن
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامه 77 .