بِمَجْلِسِهِ ، وَيُسَفِّهُ الْحَلِيمَ بِخِلْطَتِهِ ، فَاتَّبَعْتَ أَثَرَهُ ، وَطَلَبْتَ فَضْلَهُ ، اتِّبَاعَ الْكَلْبِ لِلضِّرْغَامِ يَلُوذُ بِمَخَالِبِهِ ، وَيَنْتَظِرُ مَا يُلْقى إِلَيْهِ مِنْ فَضْلِ فَرِيسَتِهِ ، فَأَذْهَبْتَ دُنْيَاكَ وَآخِرَتَكَ ! وَلَوْ بِالْحَقِّ أَخَذْتَ أَدْرَكْتَ مَا طَلَبْتَ . فَإِنْ يُمَكِّنِّي اللَّهُ مِنْكَ وَمِنِ ابْنِ أَبِيسُفْيَانَ أَجْزِكُمَا بِمَا قَدَّمْتُمَا ، وَإِنْ تُعْجِزَا وَتَبْقَيَا فَمَا أَمَامَكُمَا شَرٌّ لَكُمَا ، وَالسَّلَامُ » .
تو دين خود را پيرو كسى نمودى كه گمراهى وى علنى است ، پرده عفافش دريده ، افراد با شخصيّت در همنشينى وى لكّهدار مىشوند و انسان حليم با معاشرت با وى به سفاهت كشيده مىشود .
تو گام به جاى او گذاشتى و بخشش او را خواستار شدى ، همچون سگى كه دنبال شيرى رود و به چنگال او پناه برد و به پسمانده شكار او چشم بدوزد ، تا پارهاى پيش او افكند .
تو با اين عملت دنيا و آخرت خود را تباه كردى ، در حالى كه اگر راه حقّ را مىرفتى به هدف خود مىرسيدى .
اينك اگر خداوند مرا برتو و پسر ابوسفيان چيره كرد ، شما را به كيفر كردارتان خواهم رساند و اگر مرا ناتوان ساختيد و شما زنده مانديد آنچه در پيش روى داريد ( در آخرت ) براى شما بدتر خواهد بود .
وى در واقعه حكميّت ابوموسى را فريب داد و جريان حكميّت را لوث نمود ، ابوموسى چون دغلكارى وى را ديد به او گفت : مانند سگى هرزهبان هستى كه آشنا و بيگانه نمىشناسد ، عمرو هم پاسخش داد كه : تو مانند چهارپايى هستى كه چند كتاب بار خود كرده باشد ! « 1 »
در جنگ صفين وقتى قرآنها را سرنيزه كردند ، عدهاى و از جمله اشعث دست از جنگ شستند و به حضرت امير عليه السلام فشار آوردند كه « مالك اشتر » و « عمر بن حمق » و « عدى بن حاتم » را فراخواند ، و از جنگ بازدارد .
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 2 ، ص 256 .