تَبُوءُ بِآثَامِها » . « 1 »
اما سخن شما كه درنگ و تأمّل من براى ترس از مرگ است ، به خدا سوگند باك ندارم من به سوى مرگ و پيشواز شهادت بروم يا مرگ به سوى من آيد و مرا دريابد .
اما اين سخنتان كه در مبارزه با شاميان شك و ترديد دارم ، پس به خدا قسم يك روز جنگ را تأخير نينداختم مگر به اين جهت كه مىخواهم برخى به من ملحق شده و هدايت گردند و با چشم كمنور خودشان روشنى راه مرا ببينند . و اين براى من محبوبتر از اين است كه در حال گمراهى و ضلالت آنها را هلاك كنم . هرچند كه آنان خود مسئول كار خويشند و به گناه خودشان معذّب مىشوند .
اين جنگ در لحظات پايانى ، كه پيروزى سپاه حضرت امير عليه السلام قطعى به نظر مىرسيد ، با حيله سر نيزه كردن قرآنها ، متوقف شد و زمينه ايجاد گروه انحرافى خوارج را ايجاد كرد .
جنگ نهروان
داستان حكميّت از تلخترين وقايع تاريخ است ، قبل از بررسى اين موضوع بهتر است « اشعث بن قيس كندى » چهرهاى فعّال در داستان حكميّت و نيز عمروبنعاص را بشناسيم .
اشعث بن قيس
نام اشعث « مهدى كرب » و او فرزند « قيس اشج » از قبيله « كنده » بود و از بس موهايش ژوليده بود اشعث لقب گرفت و به همين لقب شناخته مىشد بهطورى كه اساساً نامش فراموش شد .
وى در زمان جاهليّت و قبل از اسلام در يك جنگ قبيلگى و در تقاص خون
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 55 .