تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

جنگ صفين

قبل از ورود در اين موضوع بهتر است تا حدودى با چهره معاويه آشنا شويم .

معاويه

وى فرزند ابوسفيان و او فرزند حرب بن اميه است . معاويه در تاريخ سردستهء تبهكاران لقب گرفته‌است . علماء سنّت نوعاً مطاعن بزرگى را به او نسبت مىدهند ، چنانچه از ابن ابىالحديد نقل كرديم « 1 » او متّهم به كفر و زندقه است . « 2 » ابن ابىالحديد در بخش ديگرى از كتاب خود ، جريان « مطرف بن مغيره » را به‌عنوان شاهد گفتار خويش و دليل قول علماء معتزله مىشمارد و به تفصيل آن را نقل مىكند مطرف بن مغيره « 3 » مىگويد : پدرم با معاويه نشست و برخاست داشت ، و همواره از عقل و تدبير معاويه برايم سخن مىگفت ولى شبى كه او از منزل معاويه برمىگشت او را سخت پريشان ديدم ، علّت حزن و پريشانى را از وى جويا شدم ، پدرم گفت : امشب در خلوت به معاويه گفتم : به هرجا كه خواسته‌اى رسيده‌اى ، چه بهتر اينكه عدالت آشكار كنى ، به خلايق نيكى نمايى ، و به برادران و عموزادگانت از بنىهاشم توجه كنى و صله رحم نمايى ، چرا كه ديگر از آنان وحشت ندارى و آنها نمىتوانند ضررى به تو برسانند ، انجام اين كار باعث مىشود هم بهره اخروى ببرى
هامش
( 1 ) - ر . ك : بحث پرهيز از ستم . ( 2 ) - شرح حديدى ، ج 1 ، ص 249 . ( 3 ) - مطرّف و پدرش از دوستان و نزديكان بنىاميه بودند ولى بعدها مطرّف به صفوف خوارج پيوست و در ايران سپاهى فراهم آورد ، او در مواجه با سپاه عبدالملك بن مروان شكست خورد .