تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
الطَّلِبَةُ إِلَّا قِبَلَهُمْ . وَإِنَّ أَوَّلَ عَدْلِهِمْ لَلْحُكْمُ عَلَى أَنْفُسِهِمْ . إِنَّ مَعِي لَبَصِيرَتِي مَا لَبَسْتُ وَلَا لُبِسَ عَلَيَّ . وَإِنَّهَا لَلْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فِيهَا الْحَمَأُ وَالْحُمَّةُ ، وَالشُّبْهَةُ الْمُغْدِفَةُ ؛ وَإِنَّ الْأَمْرَ لَوَاضِحٌ ؛ وَقَدْ زَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ نِصَابِهِ ، وَانْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ شَغَبِهِ . وَايْمُ اللَّهِ لَأُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضاً أَنَا مَاتِحُهُ ، لَا يَصْدُرُونَ عَنْهُ بِرِيٍّ ، وَلَا يَعُبُّونَ بَعْدَهُ فِي حَسْيٍ » . « 1 » به خدا سوگند هيچ ايرادى برمن اقامه نكردند و انصاف را بين من و خود مراعات ننمودند ، آنان حقى را مىطلبند كه خودشان ترك گفتند و انتقام خونى را مىخواهند كه خود ريخته‌اند ، اگر من در ريختن خون عثمان شريكشان بودم ، آنها نيز از آن سهمى دارند ، و اگر خودشان اين خون را ريخته‌اند ، بايد از خود انتقامش را بجويند . آنها كه مىگويند علّت شكستن پيمان و بيعتمان اجراى عدالت است ، بايد نخستين مرحله عدالت را در مورد خود جارى سازند ، من بصيرت خود را همراه دارم ، نه چيزى را بركسى مشتبه كرده‌ام و نه چيزى برمن مشتبه شده‌است . آنان گروهى ستمگر و سركشند كه برخى بستگان پيامبر و همسر او را با خود همراه نموده و كار را به اين وسيله بر مردم مشتبه ساخته‌اند . و البتّه حقيقت امر روشن بوده و باطل از ريشه كنده شده و زبانش از حركت عليه حقّ از كار افتاده‌است . به خدا سوگند حوضى پر از آب برايشان بسازم ( نقشه‌اى برايشان طرح كنم ) كه تنها خودم آب آن را بكشم ( كه چاره‌ساز آن تنها خودم باشم ) آنان از آن سيراب برنگشته و هرگز آب ننوشند ، ( هلاك گردند ) . در انتهاى همان خطبه حضرت امير عليه السلام شِكوهء خود را از طلحه و زبير ابراز داشته‌اند و آنها را به‌واسطه مكر زشتشان نفرين كرده‌اند . « اللَّهُمَّ إِنَّهُمَا قَطَعَانِي وَظَلَمَانِي ، وَنَكَثَا بَيْعَتِي ، وَأَلَّبَا النَّاسَ عَلَيَّ ؛ فَاحْلُلْ مَا عَقَدَا ، وَلَا تُحْكِمْ لَهُمَا مَا أَبْرَمَا ، وَأَرِهِمَا الْمَسَاءَةَ فِيَما أَمَّلا وَعَمِلَا .
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 137 .