تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
كرده بود ، عثمان نيز همان رويه و بلكه بدتر از آن داشت . ولى على عليه السلام حكم به تساوى كرد . ابن ابىالحديد سپس كار عمر را توجيه مىكند كه او اجتهاد كرده و به اين نتيجه رسيده‌است . ولى اين دانشمند سنّى در برابر وجدان خود توان منازعه بيشتر نمىبيند و مىگويد : عمل على عليه السلام در نظر ما بهتر است . و علاوه براين مىافزايد اگر خبر رعايت تساوى پيامبر صلى الله عليه و آله درست باشد ، قضيه منصوصه شده و ديگر جايى براى اجتهاد عمر باقى نمىماند . « 1 » برخى از اصحاب امام عليه السلام نيز به حضرت عرضه مىداشتند ، مردم علاقمند به دنيا هستند ، اگر مقدارى بيشتر به اشراف رسيدگى مىكردى ، پراكندگى ايجاد نمىشد و آنگاه در سايه وحدت و اتفاق جامعه مىتوانستى به اهدافت برسى و بيت‌المال را به‌طور مساوى تقسيم كنى . حضرت پيشنهاد درجه‌بندى مردم و اختلاف رتبه در سهميه آنها را به شدّت ردمىنمايد و محبّت حاصل شده از سوى عده‌اى كه سهم بيشتر دريافت كرده‌اند ، زودگذر مىداند . « أَتَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ ! وَاللَّهِ لَاأَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ ، وَمَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً . لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ ، فَكَيْفَ وَإِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ ! أَلَا وَإِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَإِسْرَافٌ ، وَهُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَيَضَعُهُ فِي الآخِرَةِ ، وَيُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَيُهِينُهُ عِنْدَاللَّه » . « 2 » آيا مرا دستور مىدهيد كه براى پيروزى خود ، از جور و ستم در حقّ كسانى كه برآنها
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح حديدى ، ج 8 ، ص 111 . ( 2 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 126 .