خانه عثمان جمعآورى شده بود و نيز شترهاى زكات و تمام اموال او و اصحاب وى كه از بيتالمال گرفته بودند ، جمعآورى شود .
اين خبر وقتى به « عمرو بن عاص » رسيد نامهاى به معاويه نوشت و گفت : فرزند ابوطالب هرچه را كه تاكنون جمع كردهاى از تو خواهد گرفت ، فكرى بكن و چارهاى بينديش ! « 1 »
آن حضرت در همين باره فرمودند :
« وَاللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ ، وَمُلِكَ بِهِ الْإِمَاءُ ؛ لَرَدَدْتُهُ فَإِنَّ في الْعَدْلِ سَعَةً . وَمَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ ، فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَقُ ! » . « 2 »
به خدا سوگند هرآنچه عثمان بيهوده بخشيده ، در هركجا يابم گرچه با آنان زنانى را عقد كرده و يا كنيزانى خريدارى كرده باشند ، همه را به بيتالمال بازمىگردانم . چرا كه در عدالت براى دنيا و آخرت وسعتى است و هركس كه عدالت براو گران آيد ، تحمّل ستم گرانتر خواهد بود .
ابن ابىالحديد آوردهاست :
عمر بن خطاب به ابوبكر در زمان خلافتش پيشنهاد كرد كه سابقين در اسلام را بر لاحقين ، مهاجران قريش را برساير مهاجران و همه مهاجران را برانصار و عرب را برعجم ، برترى بخشد و در تقسيم بيتالمال به درجهبندى افراد قائل شود .
ابوبكر اين پيشنهاد را نپذيرفت و پاسخ داد ، خداوند احدى را بركس ديگر برترى ندادهاست . « 3 »
عمر زمانى كه خود برمسند خلافت تكيه زد ، مردم را به درجات مختلف تقسيم
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح حديدى ، ج 1 ، ص 270 .
( 2 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 15 .
( 3 ) - ر . ك : حياةالصحابه ، ج 2 ، ص 222 .