تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
و گوسفندان در چرا ، اقتدا كرده‌است . عشق به خلافت كه يكى از مظاهر دنياپرستى و از شئون حبّ جاه است ، نيز در ديدگاه حضرت امير عليه السلام تصويرى زيباتر از دنيا ندارد . بدترين صفحات تاريخ اسلام ، به‌وسيله مقام‌پرستان سقيفه تا بنىاميه و بنىعباس و نيز حكومت‌هاى منطقه‌اى بعد از آن سياه شده‌است . پيامبر خدا ، سرنوشت رؤسا و حاكمان را چنين بيان فرموده‌است : « الا وَمَنْ تَوَلّى عرافَةَ قَوْمٍ حَبَسَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلّ عَلى شَفيرِ جَهَنَّمَ بِكُلِّ يَوْمٍ الْفَ سَنَةً وَحُشِرَ يَوْم‌َالْقِيمَةِ وَيَداهُ مَغْلُولَتانِ الى عُنُقِهِ ، فَانْ قامَ فِيهِمْ بِامْرِاللَّهِ اطْلَقَهُ الَيْهِ وَانْ كانَ ظَالِمَاً هَوى بِهِ فِى نارِ جَهَنَمَ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » . « 1 » بدانيد كسى كه رياست قومى را برعهده گيرد ، خداوند به قدر هرروزى كه رياست داشته ، هزار سال بر لبهء جهنم نگاهش مىدارد و در روز قيامت در حالى محشور مىشود كه دو دستش به گردنش بسته شده‌است ، پس اگر او طبق فرمان خدا ، عمل كرده باشد ، خداوند او را رها مىسازد . ولى اگر ستمى روا داشته باشد او را به آتش جهنم مىافكند و البتّه جايگاهى بد است . امام صادق عليه السلام حكومت را و نيز طلب آن را و همچنين تخيّل آن را موجب دور شدن از رحمت الهى مىداند . « مَلْعُونٌ مَنْ تَرْأَسَ ، مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِها ، مَلْعُونٌ مَنْ حَدَثَ بِها نَفْسَهُ » . « 2 » از رحمت خدا به دور است كسى كه رياست قومى را به عهده گيرد ، مطرود است كسى كه بدان اهتمام ورزد ، مطرود است كسى كه در فكر آن باشد . در نگاه حضرت امير عليه السلام حكومت بر مردم كه گوشه‌اى از محبّت به دنيا شمرده
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 75 ، ص 343 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 73 ، ص 151 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 122 | على غضنفرى