واى برتو ، من چون تو نيستم ، من با تو فرق دارم ، خداوند برپيشوايان حقّ واجب كرده كه برخود سخت گيرند ، و مانند طبقه ضعيف مردم باشند تا مبادا فقر فقير بر پريشانيش بيفزايد و او را از راه حقّ خارج سازد .
حضرت امير عليه السلام زندگى استانداران و كارگزاران خود را به شدت زيرنظر داشت و از اخبار و اطلاعات فردى و اجتماعى آنان آگاه مىشد .
« شريح بن حارث » قريب شصت سال عهدهدار منصب قضاوت بود ، او بهوسيله عمر بن خطاب به قضاوت منصوب شد و در زمان عثمان نيز در پست خود باقى ماند . امام عليه السلام هم او را ابقاء نمود ، حدود سه سال در زمان « عبداللَّه بن زبير » كه قسمتى از امپراطورى اسلام و از جمله كوفه را در تسخير خود داشت ، دست از كار كشيد . ولى بعد از او نيز تا زمان حجاج در پست قضاوت باقى بود . و سپس استعفاء داد . عمر او را تا 168 سال تخمين زدهاند .
مطابق نامه 3 ، به حضرت امير عليه السلام خبر رسيد كه شريح براى خود خانهاى به 80 دينار خريدهاست . امام او را احضار كرد و نگرانى خود را بيان نمود و فرمود : به من خبر رسيده خانهاى به 80 دينار خريده و قباله كردهاى ؟ .
شريح خريد خانه را تأييد كرد ، حضرت به او خشم گرفت و فرمود :
« يَا شُرَيْحُ ، أَمَا إِنَّهُ سَيَأْتِيكَ مَنْ لَايَنْظُرُ فِي كِتَابِكَ ، وَلَا يَسْأَلُكَ عَنْ بَيِّنَتِكَ ، حَتَّى يُخْرِجَكَ مِنْهَا شَاخِصاً ، وَيُسْلِمَكَ إِلَى قَبْرِكَ خَالِصاً . فَانْظُرْ يَا شُرَيْحُ لَاتَكُونُ ابْتَعْتَ هذِهِ الدَّارَ مِنْ غَيْرِ مَالِكَ ، أَوْ نَقَدْتَ الَّثمَنَ مِنْ غَيْرِ حَلَالِكَ ! فَإِذَا أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُّنْيَا وَدارَالآخِرَةِ » .
اى شريح به زودى كسى برتو وارد خواهد شد كه به قبالهات نمىنگرد و از شهود آن نمىپرسد ، تو را از خانهات خارج و به قبرت تحويل مىدهد . پس دقت كن اى شريح كه خانه را از مال غير خود يا اموال نامشروع نخريده باشى كه در اين صورت خود را در دنيا و آخرت زيانكار كردهاى .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 125
مساهمون: على غضنفرى
ص١٢٥