تو ناچيز و آرزويت پست است . آه از كمى زادوتوشه و طولانى بودن راه و دورى سفر و عظمت مقصد .
حضرت در نامه 45 خطاب به دنيا مىفرمايد :
« الَيْكِ عنّى يا دُنيا ، فَحَبْلُكِ عَلى غارِبكِ ، قَدْ انْسَلَلْتُ مِنْ مَخالِبِكِ ، وَافْلَتُّ مِنْ حَبائِلِكِ وَاجتَنَبْتُ الذَّهابَ فِى مَداحِضِكِ » .
اى دنيا از من دور شو ، افسارت را برگردنت انداختهام ، و تو را رها ساختهام ، من از چنگال تو دورى گزيده و رستهام و از لغزشهايت دورى جستهام .
در همين نامه آمدهاست :
« اعْرُبِي عَنِّي ! فَوَاللَّهِ لَاأَذِلُّ لَكِ فَتَسْتَذِلِّينِي ، وَلَا أَسْلَسُ لَكِ فَتَقُودِينِي . وَايْمُ اللَّهِ - يَمِيناً أَسْتَثْنِي فِيهَا بِمَشِيئَةِ اللَّهِ - لَأَرُوضَنَّ نَفْسِي رِيَاضَةً تَهِشُّ مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ مَطْعُوماً ، وَتَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً ؛ وَلَأَدَعَنَّ مُقْلَتِي كَعَيْنِ مَاءٍ ، نَضَبَ مَعِينُهَا ، مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا .
أَتَمْتَلِىءُ السَّائِمَةُ مِنْ رِعْيِهَا فَتَبْرُكَ ؟ وَتَشْبَعُ الرَّبِيضَةُ مِنْ عُشْبِهَا فَتَرْبِضَ ؟ وَيَأْكُلُ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ فَيَهْجَعَ ! قَرَّتْ إِذًا عَيْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِينَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِيمَةِ الْهَامِلَةِ ، وَالسَّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ » .
از من دور شو ، به خدا سوگند كه رام تو نخواهم شد تا خوارم سازى ، و اختيارم را به تو نمىسپارم تا هركجا خواهى بكشانى ، به خدا قسم ، قسمى كه تنها مشيت خداوند را از آن استثناء مىكنم ، آنچنان نفْسم را به رياضت وادار سازم كه به يك قرص نان ، آنگاه كه به آن دست يابد خوشحال شود ، و به نمك به عنوان خورش قانع گردد ، و آن چنان چشم خود را وادار سازم اشك بريزد تا اين كه چون چشمهاى خشكيده ، ديگر اشكم جارى نگردد .
آيا همانند گوسفندان كه در چراگاه شكم را پر مىكنند ، و يا چون گوسفندانى كه در آغل مىچرند و مىخوابند ، على هم بايد بخورد و استراحت كند ؟
در اين صورت چشمش روشن باد كه پس از سالهاى طولانى عمر ، به چهارپايان رها شده
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: على غضنفرى
ص١٢١