تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
لِكَيْلَا يَتَّحِذَ مِنْهَا رِيَاشاً ، وَلَا يَعْتَقِدَهَا قَرَاراً ، وَلَا يَرْجُوَ فِيهَا مُقَاماً ، فَأَخْرَجَهَا مِنَ النَّفْسِ ، وَأَشْخَصَهَا عَنِ الْقَلْبِ ، وَغَيَّبَهَا عَنِ الْبَصَرِ . وَكَذلِكَ مَنْ أَبْغضَ شَيْئاً أَبْغَضَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ ، وَأَنْ يُذْكَرَ عِنْدَهُ » . از پيامبر پاك و پيراسته پيروى نما ، چرا كه راه و رسمش الگويى است براى پيروان و انتسابى است نيك براى جويندگان . و البتّه بهترين بندگان خدا كسى است كه از پيامبرش سرمشق پذيرد و پا در جاى قدم او گذارد . طعام دنيا را با اطراف دهان مىخورد ( كنايه از اينكه به دنيا بىاعتنا بود يعنى دهان را از مال دنيا پر نمىنمود ) و گوشه‌چشمى به‌عنوان عاريه به دنيا نداد . پهلويش از همه لاغرتر و شكمش از همه گرسنه‌تر بود . دنيا به او عرضه شد ولى از پذيرفتنش امتناع كرد ، او آگاه بود از آنچه خدا آن را دشمن داشته ، لذا همان را دشمن داشت . هرآنچه خداوند حقير شمرد تحقير كرد و هرچه او كوچك دانست ، كوچك شمرد . اگر نبود ما را مگر همين كه به آنچه خدا و رسول خدا مبغوض داشت ، محبّت مىداريم ، و آنچه را كه خدا و رسولش كوچك شمرده بزرگ مىشماريم ، كافى بود براى مخالفتمان با فرمان خداوند و سرپيچى از دستورات او . رسول خدا صلى الله عليه و آله برزمين غذا مىخورد و چون بندگان مىنشست و كفش و لباسش را خود وصله مىزد ، برالاغ برهنه سوار مىشد و گاه كسى را در رديف خود سوار مىنمود . پرده‌اى را بر در اطاقش ديد كه در آن شكل‌هايى نقش بسته بود ، به يكى از همسرانش فرمود : آن را از نظرم پنهان نما كه هرگاه به آن مىنگرم به ياد دنيا و زرق و برقش مىافتم . او با تمام وجودش از دنيا اعراض و ياد آن را از خود دور ساخته بود و دوست داشت زيورهاى دنيا از چشمانش پنهان باشد تا از آن لباس زيبايى تهيه نبيند و آن را جايگاه هميشگى نداند و اميد اقامت در آن نداشته باشد و لذا دنيا را از روحش خارج ، و از قلبش دور