تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
اسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ ، وَمَنِ افْتَقَرَ فِيهَا حَزِنَ ، وَمَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ ، وَمَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ » . چگونه توصيف كنم سرائى را كه آغاز آن رنج و پايان آن نيستى است ، حلال آن حساب دارد و حرام آن عقاب ، ثروتمند آن در فتنه افتد و فقير آن در حزن ، كوشايان به آن نرسند و به قاعدين روى آورد . در خطبه 83 كه به‌واسطهء حد اعلاى فصاحت و بلاغت آن را خطبه « غرّا » ناميده‌اند ، حضرت بعد از حمد و ستايش خداوند و شهادت به نبوّت رسول خاتم صلى الله عليه و آله ، بندگان را به تقوا و پيراستگى توصيه مىكند و با جملاتى زيبا دنيا را توصيف و سير زندگى انسان را به سوى قبر و قيامت بيان مىفرمايد . مرحوم رضى مىگويد : هنگامى كه امام عليه السلام اين خطبه را ايراد مىفرمود ، بدنها به لرزه درآمد ، اشكها سرازير گشت و دلها هراسان گرديد . ابن ابىالحديد با تفسير اين خطبه ، امام عليه السلام را فصيح‌ترين گويندگان بعد از قرآن و پيامبر مىخواند و مىگويد : حقّ مطلب را معاويه ادا كرده‌است . وقتى « محقن ضبى » براى چاپلوسى نزد معاويه در مورد حضرت امير عليه السلام گفت : از پيش گنگ‌ترين افراد آمده‌ام ! معاويه به او گفت : يا بن اللخناء ، العّلى تقولُ هذا ؟ وهل سن الفصاحة لقريش غيره . « 1 » اى فرزند گنديده ، آيا اين را درباره على مىگويى ، و آيا فصاحت را كسى غير او در ميان قريش رواج داد ؟ . ابن ابىالحديد فصاحت امام را چون درخشش خورشيد مىداند و مىافزايد : تلاش براى اثبات اينكه خورشيد مىدرخشد ، همگان را خسته مىكند . « 2 » در بخشى از اين خطبه آمده‌است :
هامش
( 1 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 279 . ( 2 ) - شرح حديدى ، ج 6 ، ص 279 .