تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
اين مسأله حضرت امير عليه السلام را واداشت كه حقايق زندگى مادى را بيان كند و دنيا و آنچه در آن است را همان‌طور كه هست توصيف نمايد . بر همين اساس است كه حضرت ميل به زندگى اخروى را ترويج مىداد و كريه‌ترين تمثيلات و زشت‌ترين تعابير را در بيان زشتى دنيا به كار مىگرفت . به‌گوشه‌اى از تمثيل‌هاى آن حضرت توجه كنيد : 1 - « فانَّها عِنْدَ ذَوىِ العُقُولِ كَفَىءِ الظِّلِّ بَيْنا تَراهُ سابِغَاً حَتَّى قَلَصَ وَزائِدَاً حتَّى نَقَصَ » . « 1 » دنيا نزد عقلا چون سايه‌اى است كه تا گسترده‌اش مىبينى كوتاه مىشود و تا آن را زياد بينى كم مىگردد . 2 - « فَانَّمَا مَثَلُكُمْ وَمَثَلُها كَسَفْرٍ سَلَكُوا سَبيلًا فَكَانَّهُمْ قَدْ قَطَعُوهُ ، وَامُّوا عَلَماً فكَا نَّهُمْ قَدْ بَلَغُوهُ » . « 2 » دنيا به سرعت مىگذرد چون مسافرى كه تازه در جاده‌اى گام نهد ، احساس كند به پايان راه رسيده و همين كه قصد رسيدن به نقطه‌اى كرد ، گويا به آن رسيده است . 3 - « الا وهِىَ الْمُتَصَدِّيَةُ العَنُونُ ، وَالجامِحَةُ الحَرُونُ » . « 3 » دنيا چون زنى فاجره و طنازى اغواگر است كه خود را به مردان نشان داده و به آنان اظهار تمايل مىكند ، سپس رو بر مىگرداند ، و يا به اسب سركشى ماند كه گاه حركت و نهيب ، متوقف مىشود . 4 - « وَانَّ دُنياكُمْ عِنْدى لَاهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فى فَمِ جَرَادَةٍ تَقْضَمُها » . « 4 » دنياى شما در نظر من از برگى جويده در دهان ملخى ، پست‌تر است .
هامش
( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبه 63 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبه 99 . ( 3 ) - نهج البلاغه ، خطبه 191 . ( 4 ) - نهج البلاغه ، خطبه 224 .
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 111 | على غضنفرى