ساخته ، دورها را براى خود نزديك جلوه داده و شدايد را برخود آسان نموده باشد .
كسى كه به جهان نگاه كرده ، و حقايق را با چشم بصيرت ديده ، به ياد خدا افتاده و اعمال نيكش را بسيار نموده ، از سرچشمه گوارائى كه راههاى ورود برايش آسان شده بود سيراب شده ، در راه هموار و مستقيم قدم برداشته ، لباس شهوت را درآورده و از همه غمها جز يك همّ فارغ شدهاست ؛ او از دايره كوران و نابينايان و مشاركت با هواپرستان خارج شده و كليد درهاى هدايت و قفل درهاى ضلالت گشتهاست .
راه هدايت را با بصيرت ديده و در آن گام گذاشته ، نشانههاى اين راه را خوب شناخته و از امواج متلاطم اقيانوس شهوت گذشتهاست . او از ميان دستگيرهها به محكمترينشان و در ميان ريسمانها به قوىترين آنها متمسك شده ، ايمانش به خدا چون نور آفتاب روشن بوده و چنان مطيع خداوند گشته كه هرفرمانش را انجام مىدهد و هرفرعى را به اصل برمىگرداند . او چراغ تاريكىها ، روشنىدهنده نابينايان ، كليد مبهمات ، دوركننده مشكلات ، و راهنماى گمشدگان در بيابان زندگى است .
مىگويد و مىفهماند ، سكوت مىكند و سالم مىماند ، اعمالش را براى خدا خالص گردانده ، و خداى هم او را براى خود اختيار كردهاست . او گنجينهء آئين خداوند و از اركان زمين اوست .
وى خود را ملزم به عدالت نموده ، و در اولين مرحله ، خواستههاى دل را بيرون كرده ، حقّ گفته و به حقّ عمل مىكند . هيچ كار خيرى نيست مگر به آن عمل نموده و در هيچ جايى گمان نيكى نبرده مگر اينكه به سويش رفته است . زمام امورش را به قرآن سپرده ، و قرآن رهبر او شده ، هرجا كه قرآن فرود آمده فرود مىآيد و هرجا كه وى منزل كند ، او آنجا را منزلگاهش قرار مىدهد .
* * *
حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 108
مساهمون: على غضنفرى
ص١٠٨