تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكومت اسلامى در نهج البلاغه (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
دنيا و مواهب آن به‌عنوان هدف تصوّر شوند ، موجب هدردادن امكانات شده و چه‌بسا عقاب استفاده ناصحيح را هم در پى داشته باشد . ولى اگر دنيا به‌منزلهء وسيله تصوّر شود ، وسيله‌اى براى ديدن حقايق ، موجب راهيابى انسان و درك حقّ و وصال به آن مىشود . حضرت امير عليه السلام اين مطالب را در دو عبارت كوتاه در خطبه 82 چنين آورده‌اند : « مَنْ ابْصَرَ بها بَصَّرَتْهُ وَمَنْ ابْصَرَ الَيْهَا اعْمَتْهُ » . هرآنكه با دنيا ( به منزلهء وسيله ) بنگرد بينايش سازد و آنكه به دنيا بنگرد ( فريفته‌اش شود ) نابينايش كند . بىترديد مىتوان گفت هيچ‌كس به اندازه على بن ابيطالب عليه السلام دنيا را مذمت نكرده و آن را خوار و بىارزش نپنداشته و امر به پرهيز از آن ننموده‌است . آن حضرت در معرفى خود فرموده‌است : « انَا الَّذى اهَنْتُ الدُّنْيَا » « 1 » ؛ من بودم كه دنيا را خوار كردم . در زمان خلافت خلفاى ثلاثه و مخصوصاً در عصر عثمان موج دنياطلبى و توجه به ذخاير مادى ، مسلمين را فراگرفته بود . كثرت غنائم جنگى كه از سرحدات جنگى در شرق و غرب به مدينه سرازير مىشد ، باعث گشت زندگى مردم دگرگون شود و ميل به مظاهردنيوى و تجملات آن افزايش يابد . اين مهم در كنار ترويج ثروت‌اندوزى ، پرداخت قرض‌هاى كلان ، و اعطاء هديه‌ها و رشوه‌هاى سنگين در عصر عثمان بردامنه دنياگزينى مردم و حداقل دسته‌اى از آنان افزود و برخى از مسلمانان صدر اسلام را كه چند نفر آنان با خرمائى رفع گرسنگى مىكردند به شكم‌پرستانى غيرقابل توصيف ، تبديل كرد .
هامش
( 1 ) - حياةالصحابة ، ج 2 ، ص 310 .