شما مىدانيد غالب اين بودجه از دست رنج يك عده طبقه پايينتر جامعه - كه با هزاران زحمت و كوشش تأمين معاش مىكنند - به دست مىآيد . آنها با خلوص نيت ، حاصل زحمات خود را در اختيار اين هيئت مىگذارند . پس خيانت ، ناروا و ظلم است كه در آن حيف و ميل شود و در طريق رفاه عيش افرادى صرف شود . آرى ، اينان گويندگان مذهبىاند كه از زبان اسلام ، على الدّوام تقيد از اختلاف طبقاتى دنيا و نكوهش از وضع فرداى جهان دارند آيا سزاست كه جامعه روحانيت در ميان اختلاف كذايى ايجاد كنند كه زندگى مشابه به مرگ تدريجى عدّهاى در كنار عيش مرفّه عدّهاى ديگر قرار گيرد آيا روحانيت با چنين وضعى مىتواند تأثير ايمانى و اخلاقى در قلوب جامعه مسلمين بگذارد ؟ و حبّ مال و جاه را از دلها بيرون كند :
« كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ » . « 1 »
به حقيقت قسم كه اين اختلاف طبقاتى بدتر از آن است كه متفرقين دارند ؛ چه آن كه احتكار آنان از اموال شخصى و اينان از اموال عمومى است اموالى كه صاحبش غائب و حقوق حقّهاش به دست ما ارادتمندان صميمى و پيروان با اخلاصش به چنين طرزى تقسيم مىشود :
« أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ » . « 2 »
اين بودجه از سنخ همان است كه اهمّيت آن را روش على ابن ابى طالب عليه السلام با برادرش عقيل و دختر عزيزش روشن مىسازد و ابو بصير از امام باقر عليه السلام مىپرسد :
مَا أَيْسَرُ مَا يَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ . « 3 »
قَالَ : مَنْ أَكَلَ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ الْيَتِيم . « 4 »
هامش
( 1 ) نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد ( سورهء صف ، آيهء 3 )
( 2 ) آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريدهايم و اين كه شما به سوى ما بازگردانيده نمىشويد ؟ ( سورهء مؤمنون ، آيهء 115 )
( 3 ) آسانتر چيزى كه بنده بدان به دوزخ مىرود چيست ؟
( 4 ) فرمود : كسى كه از مال يتيم يك درهم بخورد . يتيم ما هستيم ( من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 41 )